انجمن یوسی ایران

| |

انجمن تخصصی موبایل - انجمن یوسی ایران

 گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
 Register
دیدن: 153|پاسخ: 7

[ دیگر ] مجازات های خشن و غير انسانی

[کپی کردن لینک]
  Satellite Provider
  • تشکر شده 197 بار
  • تشکر کرده 0 بار
زمان پست: 17-01-09 02:34:05 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها |حالت خوانده شده
مجازات های خشن و غير انسانی)1(
منبع: پژوهشکده ی باقر العلوم)ع(
چکیده:‏
نگاشته­ای که در پیش روست، بخش اول از بررسی مقاله­ای با عنوان »مجازات­های خشن و غیر انسانی در قرآن« می­باشد. نویسنده این مقاله تلاش کرده است تا با بیان دو نمونه از مجازات­های اسلامی؛ یعنی مجازات محارب و قطع دست سارق که از قرآن به دست می­آید و غیر عقلانی خواندن آن، به قرآن کریم اشکال کند و احکام آن را نه تنها برای زمان ما؛ بلکه برای جامعه شبه جزیره­ی عربستان در هزار و چهار صد سال پیش هم، فاقد اعتبار قلمداد نماید؛ اما بنظر می­رسد ایشان از سویی احکامی را که به آنها استناد  کرده­است، درست نقل نکرده و متوجه حدود و شرایط آنها نبوده است و از سوی دیگر به طور کل با روش­های معتبر تفسیر و استنباط از کتاب و سنت بیگانه می­باشد. از همین رو ابهامات بدوی و کلی­گویی­های قرآن را معضله­ای غیر قابل حل دانسته و روایات را هم بخاطر راه یافتن مجعولات در آنها بی­اعتبار و ناتوان از حل ابهامات قرآنی می­داند، و به این ترتیب روش قرآن را در بیان مطالب به چالش می­کشد. در مقاله حاضر پس از مقدمه کیفیت مجازات محارب و سارق بیان شده و غیر انسانی بودن آنها مورد بررسی قرار گرفته است.
مقدمه:‏
»وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلا« ]1[
و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن، زيرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.‏
ویلیام کلیفورد:‏ »همیشه، همه جا و برای همه کس، اعتقاد به هر چیزی بر مبنای قرائن ناکافی، کاری خطا و نادرست است« ]2[.
دل بر باوری سپردن و اعتقادی را اظهار کردن و به آن فراخواندن، و برتر از همه به آن عمل نمودن در هر مسئله­ای باید از روی دانش یقینی و یا دلیلی موجّه باشد. مراعات این قانون فراگیر از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. روشن است که هر چه تأثیرگذاری فرد نظریه پرداز و صاحب سخن بالاتر باشد، و یا موضوع سخن فراگیرتر و حیاتی­تر باشد)مثل سخن در مورد قانونی اجتماعی که به سعادت فرد و جامعه در دنیا و جهان آخرت مرتبط می شود(؛ رعایت این قاعده از اهمیت بالاتری هم برخوردار خواهد بود. یک اظهار نظر شخصی و غیر مؤثر با تئوری فردی تأثیرگذار که می­خواهد در صحنه زندگی اجتماعی بکار برده شود، در یک درجه اهمیت قرار نمی­گیرد و به درستی باید اذعان کرد که قانون پیروی از دانش موجّه در این مورد اهمیت بیشتری دارد.
دین مبین اسلام این قانون را پذیرفته، ترویج نموده و به سختی از آن دفاع می­نماید. آیات فراوانی از قرآن کریم بر این مطلب مهر تأیید می­زنند و بر پیروی از دانش و یقین اصرار می­ورزد؛
»بگو: جز اين نيست كه پروردگار من كارهاى زشت را چه آنچه از آنها ظاهر باشد و چه آنچه پنهان باشد )مانند عقايد فاسد و عملهاى بد نهانى( حرام كرده...و نيز اينكه آنچه را كه علم به آن ندارید به او نسبت دهيد.« ]3[،
و روایات بسیار زیادی انسان­ها را از اینکه در مورد دین الاهی سخنی را بدون پشتوانه علم و یقین بیان کنند باز می­دارد، تا آنجا که پیامبراسلام می­فرمایند:
»کسی که در مورد مسائل دینی اظهار نظر بکند در حالیکه ناسخ و منسوخ آیات و احکام را نمی­شناسد و محکم و متشابه را تشخیص نمی­دهد پس براستی هم خود هلاک شده و هم دیگران را به هلاکت می­افکند.« ]4[
با این مقدمه روشن می­شود که دادن نسبت­های نادرست و عجولانه و بدون مراجعه به خبره، در مسایل دینی که از اهمیت به سزایی برخوردار است، نه تنها انسان را در برابر خداوند متعال، که در قبال وجدان فردی و جمعی بشر سرافکنده می­کند و نتیجه­ای جز سخافت رأی و اندیشه و مهجوریت صاحب سخن نزد صاحبان فکر را بدنبال نخواهد داشت. اکنون تلاش می­کنیم نسبت­هایی را که نویسنده مقاله »مجازاتهای خشن و غیر انسانی در قرآن« به قرآن کریم داده است، بررسی کنیم و در مورد امکان به نقد کشیدن قرآن کریم با این نسبت­ها به قضاوت بنشینیم.
محورهای مورد بحث در مقاله مذکور
نویسنده مقاله نگاشته خود را در چند محور اساسی سامان داده است که می­توان به طور خلاصه آنها را در موارد ذیل برشمارد؛ 1- اساسآً برخی از مجازات­های ذکر شده در قرآن غیر انسانی است. او برای اثبات این مدعا به مجازات محارب و سارق اشاره می­کند.2- این خشونت باعث شده است که روشنفکران دینی احکام قرآن را محدود به زمان و مکان نزول قرآن بدانند، حال آنکه ادعای قرآن مبنی بر شمول احکامش نسبت به همه زمان­ها و مکان­ها قابل انکار نیست، و نمی­توان برای توجیه احکام خشونت­آمیز قرآن این احکام را مخصوص آن زمان دانست. علاوه بر اینکه این احکام برای فرهنگ همان زمان هم غیر انسانی است. 3- احکام موجود در قرآن بسیار مبهم بیان شده و این مسأله موجب تضییع حق مخاطبان است. 4- بیان احکام کلی و مبهم قرآن به پیامبر واگذار شده است. از این رو دانشمندان برای فهم احکام ناچار باید به سنت پیامبر رجوع کنند؛ اما از آنجا که سنت، مملوّ از احادیث مجعول و ضعیف است، فهم احکام دچار اشتباه و اختلاف گردیده است.
در نهایت به زعم ایشان با استفاده از این چهار محور می­توان از اساس، بیانات قرآنی را دچار مشکل دانست.
ما تلاش نموده­ایم با رعایت انصاف در دو بخش مجزا به بررسی این محورها بپردازیم. بخش اول)مقاله حاضر( به بررسی احکام مجازات محارب و سارق می­پردازد و بخش  دوم )مقاله مرتبط بعدی(مقدمات ابتدایی فهم قرآن و سنت و اعتبار و عدم اعتبار روایات را محل بحث قرار خواهد داد.
شمول احکام اسلام نسبت به زمان­ها و مکان­های مختلف و نگاه روشنفکران دینی به آن.
  Satellite Provider
  • تشکر شده 197 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 17-01-09 02:39:00 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
از بدیهیات دین مقدس اسلام این است که قرآن معجزه­ای جاودانی و شریعت آن بر تمامی انسان­ها تا روز قیامت جاری است، و اگر حکمی خاص در مواردی بنابر حکمت الهی اختصاص به شرایط زمانی ویژه­ای داشته باشد در خود قرآن و کلام مفسران آن )که خداوند متعال کلامشان را معتبر اعلام نموده است ]5[( ذکر شده است. در اینجا بجا است برخی از آیاتی که به این مهم اشاره دارند را ذکر نماییم:
»وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون«‏ ]6[
و ما تو را جز بشارتگر و هشداردهنده براى تمام انسانها، نفرستاديم ليكن بيشتر مردم نمىدانند
»تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيرا« ]7[
بزرگ ]و خجسته[ است كسى كه بر بنده خود، فرقان ]كتاب جداسازنده حق از باطل[ را نازل فرمود، تا براى همه جهانيان هشداردهندهاى باشد
»...وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغ‏...« ]8[
و اين قرآن به من وحى شده تا به وسيله آن، شما و هر كس را ]كه اين پيام به او[ برسد، هشدار دهم‏. ]9[
گویا نویسنده مقاله خود به درستیِ این برداشت و فهم از قرآن کریم اذعان دارد و از همین رو بر برخی از روشنفکران دینی مورد ادعایش )که احکام قرآن را مخصوص زمان و مکان نزول دانسته­اند(خرده می­گیرد؛ ]10[اما مشکل او از اینجا نشأت می­گیرد که این احکام با روح دموکراسی، حقوق بشر و برخی مفاهیم مبهم و مورد اختلاف دیگر از این قبیل بیگانه هستند. حال آنکه در آینده خواهیم گفت که به نظر می­رسد ایشان حتی به خود زحمت مراجعه به اصل حکم از نگاه مفسران حقیقی قرآن را نداده و با تکیه بر مفاهیمی مبهم و مشکوک حکمی مبهم را به عنوان  حکم قرآن مورد نقد قرار داده است.
اما آیا روشنفکرانی که او نام آنها را ذکر نکرده و سخنشان را نقل ننموده است به خاطر احساس خشونت در احکام اسلام و غیر دموکراتیک بودن آن قائل به محدودیت این احکام به آن جامعه خاص شده­اند. ادعای صاحب مقاله چنین است؛ ولی چه بسا مشکلی که این روشنفکران با آن روبرو هستند معرفت شناسانه و مربوط به زبان دین و نسبیت فهم متون و از این قبیل باشد و این ادعایشان ربطی به احکام قرآنی نداشته باشد ]11[. شاید مراجعه به موج اسلام­گرایی که در میان روشنفکران غربی رواج یافته و گوش دادن به سخنان آنان در مورد ارزش و تأثیرات احکام اسلام در جامعه کنونی باعث شود صاحب مقاله کمی در مورد کاربردی بودن این احکام در جامعه انسانی قرن بیست و یکم )نه فقط فرهنگ غیر متمدن عرب صدر اسلام در شبه جزیره عربستان( به فکر فرو رود و بیشتر تأمل نماید ]12[.
مجازات محارب:‏
یکی از دو موردی که نویسنده مقاله آن را مجازاتی خشن می­داند - که حتی نسبت به جامعه صدر اسلام هم قابل پذیرش عقلانی نیست - مجازات محارب در قرآن است. ابتدا ترجمه آیه مورد نظر را بخوانیم:
»همانا كيفر آنان كه با خداوند و پيامبرش به محاربه برمىخيزند و )با سلاح و تهديد و غارت( در زمين به فساد مىكوشند، آن است كه كشته شوند، يا به دار آويخته شوند، يا چهار انگشت يك دست با چهار انگشت يك پایشان بطور مخالف بريده شود يا آنكه از سرزمين )خودشان( تبعيد شوند. اين كيفر ذلت بار دنيوى آنان است و در آخرت برايشان عذابى عظيم است*مگر كسانى كه پيش از آنكه بر آنان دست يابيد توبه كرده باشند، پس بدانيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است« ]13[
حال برای حکم به اخلاقی و عقلانی بودن این مجازات­ها باید به نکات زیر توجه کنیم:
الف- همینطور که از آیه استفاده می­شود این مجازات­ها برای چند گروه است:
1.    کسانی که به قیام مسلحانه علیه خدا و رسولش می­پردازند و فرستاده و خلیفه خداوند و مظهر و مجری حق و عدالت و تمام خوبی­ها در زمین را مورد تهدید قرار می­دهند. این افراد کمر به تهدید جامعه­ای بسته­اند که خود را تحت تدبیر رهبر الهی قرار داده و به سمت سعادت در حرکت است. به راستی اگر آنها در کار خود موفق شوند، این جهالت و شقاوتشان چه اثراتی را بر تاریخ جامعه بشریت خواهد گذاشت و سزای چنین فردی چگونه باید باشد؟
2.    کسانی که با کشیدن سلاح بر روی زن و مرد و بچه و افراد بی­دفاع جامعه به قتل و غارت مسلحانه اموال ایشان اقدام می­کنند و امنیت و آسایش روانی و اقتصادی جامعه را از بین می­برند.
)پس مراد از »سعی در ایجاد فساد« که در آیه آمده است، موارد فوق می­باشد، نه آنچه نویسنده بطور مبهم به عنوان »تباهی در زمین« از آن یاد کرده(. چگونه نویسنده این مقاله به خود اجازه می­دهد در برابر جامعه بایستد و فردی را که چنین به ارعاب و تهدید مردم دست زده مورد رحم و تفقد قرار دهد.
ب- این مجازات­ها نقش پیشگیری از ارتکاب جرم و ایجاد امنیت برای جامعه و نقش تربیتی و هدایتی برای افراد مجرم دارد. از همین روست که چنانچه در آیه بعد آمده است در صورتی که مجرم پیش از اینکه به مجازات برسد دست از کارهای خود بردارد و توبه کند به این مجازات­ها محکوم نخواهد بود و این مجازات در صورتی متوجه او است که توبه نکرده و به این کار ادامه بدهد. در صورتی حاکم چنین افرادی را که در صدد توبه نبوده و می­خواهند به تهدید و ارعاب ادامه دهند به چنگ آورَد، چگونه به او حق می­دهید که از روی دیدگاهی شخصی و احساسی آنان را عفو کند و همچنان جامعه را در معرض تهدید آنان نگاه دارد. کدامیک عقلانی­تر است؛ حفظ جان این شخصی که تهدید کننده نظام امنیتی، و روابط اجتماعی و اقتصادی مردم در سطح ارعاب و تهدید است، یا نجات و حفظ آرامش جامعه با اعدام، تبعید و یا  بریدن چهار انگشت یک دست و یک پای آن یک فرد یا افراد محارب )نه آن گونه که بعضی خیال کرده و فردی را تصور می­کنند که یک دست کامل و یک پای کامل او را بریده اند!!( بگونه­ای که آنها را از کار نیاندازد؟
  Satellite Provider
  • تشکر شده 197 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 17-01-09 02:41:19 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
ج- در مجازات­های اسلامی تناسب جرم و مجازات در نظر گرفته شده است و بسیار مناسب است قبل از اینکه به این مجازاتها اعتراض شود اصل آنها مورد مطالعه قرار بگیرد. محاربی که فقط ارعاب و تهدید کرده است و قتل و غارت و جراحت وارد نکرده است فقط تبعید می­شود و اگر علاوه بر تهدید جراحت هم وارد کرده است ابتدا به مقدار جراحت قصاص شده و سپس تبعید می­شود و چنانچه اموال را هم غارت کرده است حاکم مخیر است که او را اعدام کند یا انگشتان دست راست و پای چپ او را قطع کند. بنابر این همه مراتب مجازات محارب برای همه افراد آنها ثابت نیست. ]14[
مجازات سرقت
یکی دیگر از مواردی که نویسنده مقاله به عنوان مجازاتی خشونت­آمیز از آن یاد کرده و آن را بهانه­ای برای اشکال بر تمامی استنباط­ها و برداشت­های دانشمندان از قرآن و سنت قرار داده است، حد سرقت می­باشد.
اما آیا حد سرقت خشونت­ آمیز است؟  باز هم گویا نویسنده مقاله به خود زحمت مراجعه به منابع فقهی را نداده و بر اساس تصوری مبهم سخنان خود را پایه گذاری کرده است. با مراجعه به کتب فقهی روشن می­شود که شرایط زیادی برای قطع دست در مورد ارتکاب سرقت وجود دارد )حدود 24 شرط(. برخی از شروط از این قبیلند؛ سرقت باید از »حرز« باشد، یعنی جایی که دارای قفل و حفاظ مناسب و دور از دسترس است و دزد آن حرز )مثل گاو صندوق( را تخریب کند، این کار او مخفیانه باشد، مبلغ مال مسروقه باید به حد نصاب رسیده باشد و همه این مال در یک مرتبه و توسط یک نفر دزدیده شود، مال مسروقه خوراکی در ایام سختی و گرسنگی نباشد،و ... بنابراین اگر شخصی با استفاده از غفلت دیگران دزدی کند، حرز را تخریب نکند، دزدی او قابل رویت باشد، دزدی او به وسیله جعل سند و امثال اینها باشد، کمتر از حد نصاب و یا در برهه خاصی خوراکی باشد، شبهه­ای در مورد مال مسروقه باشد، و... در این موارد انگشتان او بریده نخواهد شد. اما اگر دزدی عاقل، بالغ و مختار به چنان مرحله از جرأت و تبحر رسیده باشد که تمامی این شرایط سخت برای او از روش خاص ثابت شود، آنگاه چهارانگشت دست او بریده می­شود. روشن است چنین فردی با این حرکت، نه تنها یک نفر؛ بلکه به امنیت اقتصادی جامعه ضربه می­زند و از دست دادن انگشتان برای او به هیچ روی مجازاتی وحشیانه به نظر نمی­رسد؛ بلکه اگر فردی با این شرایط پس از مدتی به متن جامعه برگردانده شود و اموال مردم در معرض تجاوز او قرار گیرد آنگاه حکمی غیر منصفانه و نابخردانه جاری شده است. به راستی اگر سارقان بدانند که حکومت اسلامی در اجرای این حکمِ نه چندان سخت­گیرانه، جدیت دارد آیا باز به خود جرأت می­دهند اموال حفظ شده مردم را مورد تعرض قرار دهند؟ به این ترتیب است که »یکبار« اجرای قطع چهار انگشت باعث جلوگیری از دزدی­های دیگر می­شود، دزدی از رواج می­افتد و دیگر دستی هم قطع نخواهد شد.
کتابنامه:‏
1- قرآن کریم.
2- مجلسی، محمد باقر؛ بحار الأنوار، تحقیق: يحيى العابدي الزنجاني، بيروت، دار إحياء التراث العربي، 1403ق.
3- عاملی، شیخ حر؛ وسائل الشیعه)الإسلامية(، تعليق: الشيخ أبي الحسن الشعراني، بيروت، دار إحياء التراث العربي،1401ق.
4- ابو زید، نصر حامد؛ مفهوم النص، دراسة فی علوم القرآن، بیروت، 1990م.
5- الشيخ الجواهري؛ جواهر الكلام، تحقيق: محمود القوچاني، طهران، دار الکتب الإسلاميه،1363 ش.
6- شیخ طوسی؛ المبسوط، تصحيح وتعليق: محمد الباقر البهبودي، نجف، المكتبة المرتضوية لإحياء آثار الجعفرية،1351 ش.
7. William K. Clifford, The "Ethics of Belief" in George I. Mavordes, ed.The Rationality of Belief in God)Englewood Cliffs, NJ: Prentice-Hall, 1970(.
]1[. قرآن کریم، اسراء/36.
]2[William K. Clifford, The "Ethics of Belief" in George I. Mavordes, ed.The Rationality of Belief in God)Englewood Cliffs, NJ: Prentice-Hall,1970(, pp.159-160.
]3[.  اعراف/33: » قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَن‏...‏ ً وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون‏«، و نیز ر.ک. نور/17، لقمان/20، جاثیه/24، اعراف/37، و... .
]4[. بحارالانوار، ج2، ص118. و نیز ر.ک. همان، باب النهی عن القول بغیر علم و الافتاء بالرأی...
]5[. خود قرآن کریم پیامبر و بواسطه او جانشینان الاهیش را مفسر قرآن قرار داده و به کلام ایشان اعتبار داده است؛ نحل/44:» وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون‏« :»و به سوى تو اين ذكر )قرآن( را فرو فرستاديم تا براى مردم آنچه را كه به سوى آنها نازل شده روشن كنى و باشد كه بينديشند.«
]6[. سبأ/28.
]7[. فرقان/1.
]8[انعام/19.
]9[همچنین آیات: احزاب/40، انبیاء/107، آل عمران/19و85. و نیز ر.ک. بحارالانوار،ج2، ص260. و نیز:شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج18، ص 311.
]10[حجت الله نیکویی، مقاله مجازاتهای خشن و غیر انسانی در قرآن ، ص1.
]11[برای نمونه رجوع کنید به : نصر حامد ابو زید ، مفهوم النص ، دراسة فی علوم القرآن ، بیروت، 1990.
]12[برای نمونه رجوع کنید به سخنان »مري فالوت« ،»رز کندریک«،»هدی خطاب«، و »لارنس ماميا« در سایت WWW.Csmonitor.comو نیز نگاه کنید به ماهنامه موعود شماره 44و 71.
]13[مائده/33.
]14[ر.ک. کتاب­های فقهی، باب الحدود، حد محارب. مانند: شیخ طوسی،المبسوط، ج5، ص169. و نیز: الشيخ الجواهري، جواهر الكلام، تحقيق: محمود القوچاني، طهران: دار الكتب الإسلاميه،1363 ش.
  Satellite Provider
  • تشکر شده 197 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 17-01-09 02:44:17 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
مجازات های خشن و غير انسانی)2(

چکیده:
در بخش اول‎ ‎بیان شد که نگارنده مقاله مذکور به حکم مجازات­های محارب و سارق از دیدگاه فقها رجوع نکرده و بدون توجه به اصل حکم و مصالح مترتب بر آن نادانسته، قرآن را به گمان خشونت­آمیز بودن این احکام تخطئه کرده است. در بخش حاضر به محورهای سوم و چهارم از سخن او می­پردازیم که در آنها اِبهام احکام در قرآن مورد بهانه قرار گرفته و نویسنده با فرض وجود روایات مجعول و ضعیف بر  ناکارآمدی آنها در تبیین قرآن تأکید می­کند. در مقاله زیر تلاش شده است به روشی گویا مسئله اعتبار روایات و روش فهم آیات الاحکام قرآن به وسیله آنها، همراه با تاریخچه­ای کوتاه از حدیث بیان شود تا قابل اعتماد بودن احادیث شیعه در بیان احکام روشن گردد.
چرا در قرآن جزئیات حد سرقت بیان نشده است؟
نویسنده مقاله »مجازاتهای خشن و  غیر انسانی در قرآن« پس از ذکر خشونت حکم محارب و سارق)که در بخش  اولآن را بررسی کردیم( می­گوید: »اما در اینجا با مشکل دیگری هم مواجه هستیم و آن اینکه حکم قطع دست دزد در این آیه ]1[بسیار کلی و مبهم بیان شده است.« ]2[گویا نویسنده برای اولین بار است که به احکام قرآنی برخورد نموده و قبلا به آیاتی چون »أقیموا الصلاة«، »آتوا الزکوة« و دیگر احکام مطرح شده در قرآن توجه ننموده است. آنچه مسلم است این است که قرآن کریم ظاهر و باطنی دارد و تمامی احکام در باطن قرآن کریم موجود است و کسانی که به تصریح قرآن کریم از درجه عصمت و قابلیت فهم تأویل قرآن برخوردارند می­توانند مراد خداوند متعال از آیات را به خوبی بفهمند و بیان کنند ]3[؛ یعنی خداوند متعال علم تمامی قرآن را در اختیار پیامبر اسلام)ص( و امامان معصوم)ع(قرار داده تا آن را بدون کم و کاست برای مردم بیان کنند و به همین جهت در مواردی که قرآن کریم دارای ابهام و کلیت است باید به روایات معصومین رجوع کنیم و تمامی دانشمندان شیعه برآنند که کلیات و اطلاقات قرآنی باید به وسیله تخصیصات و مقیدات سنت معصومین)ع( فهمیده شود؛ زیرا علم ظاهر و باطن قرآن به آنها داده شده است
  Satellite Provider
  • تشکر شده 197 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 17-01-09 02:48:20 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
]4[. ای کاش نویسنده مقاله سری به سرچشمه معارف وحی می­زد و می­دید که چگونه امام جواد)ع( در حضور دانشمندان عالم اسلام  به گونه­ای حد سرقت را از دل آیات قرآن بیان فرمودند که تمامی آنان را مبهوت و ناگزیر از اختیار سکوت نمودند. ]5[
جای این سؤال از نویسنده مقاله هست که چگونه انتظار دارد تمامی احکام جزئی یک شریعت که مدعی بقا تا روز قیامت است می­تواند در یک کتاب و در مدت کوتاه 23 سال نزول بر پیامبر اسلام نازل شود و در این صورت آن کتاب از چه حجمی برخوردار خواهد بود. در عوض اگر فرمول­ها و روش­هایی کلی و دقیق در دل ظاهر کتاب قرار داده شود و علم آن به جانشینان پیامبر)ص( داده شود آنگاه علم به این احکام تا روز قیامت و روزی که آن حجت و امام)ع( باقی است تضمین خواهد شد.
به­نظر می­رسد نویسنده اهل بیت)ع( را که مفسران حقیقی قرآن هستند کنار گذاشته و آنگاه دچار حیرت شده است که آیا دست دزد باید از آرنج قطع شود یا ... و ناچار شده است که از حق دزدان دفاع کند و اصل صدور این حکم الهی را منکر شود. حال آنکه باید به آیه »فاسألوا أهل الذکر ]6[« عمل می­کرد و در زمان غیبت کبری به حاملان علوم اهل بیت)ع( و روایات ایشان مراجعه می­نمود.
مسئله راه یافتن جعل و تحریف به روایات
هر چند در برهه­ای از زمان، افرادی با انگیزه­های متفاوت به جعل و انتشار احادیث نادرست می­پرداختند؛ اما دانشمندان علوم اسلامی با دقت تمام علومی را برای پالایش احادیث و شناخت صحیح و سقیم آن ایجاد کرده­اند، به گونه­ای که در مورد احکام تا اطمینان به صدور روایت از معصوم حاصل نشود کسی از اهل خبره به آن حدیث استدلال نخواهد کرد. علم رجال و درایه که به همین منظور شکل گرفته است از علوم تخصصی بسیار گسترده می­باشد و اصولاً بدون آگاهی داشتن از این علوم سخن گفتن و نظریه دادن در مورد احادیث کاری جاهلانه است و رد کردن و مجعول خواندن یک حدیث از سوی غیر متخصص کاری مضحک می­نماید.
باید توجه نمود که در تاریخچه علم حدیث اساساً دو رشته کاملا مجزی و متفاوت از هم وجود دارد؛ 1- تاریخچه نقل حدیث نزد اهل سنت. 2- تاریخچه نقل حدیث نزد تشیع. اولین علامت بی­اطلاعی شخص از علم حدیث این است که همه احادیثی را که در کتب مسلمانان آمده است، یک کاسه کند و بگوید احادیث موجود در کتب اسلامی شامل بر مجعولات است و از این رو قابل اعتماد نمی­باشد. ما در اینجا به اختصار گوشه­ای از این بحث را ارائه می­دهیم به امید اینکه آشنایی با آن راهی برای پیشگیری از قضاوت­های عجولانه دیگری در برابر روایات باشد.
الف- تاریخچه نقل حدیث نزد اهل سنت‏.
بعد از رحلت رسول اکرم)ص( دستگاه خلافت به غرض دور کردن مردم از جانشینان واقعی پیامبر)ص( و تقویت جایگاه خود دو راهکار را در پیش گرفت:
1- منع نقل حدیث که این کار توسط خلیفه اول انجام شد و تا حدود 120 سال یعنی زمانی که عمر بن عبدالعزیز دستور جمع آوری و کتابت حدیث را صادر کرد، ادامه پیدا کرد ]7[. این کار باعث شد دست کارگزاران حکوت در ایجاد تحریف در دین در جهت منافعشان باز شود و مردم هم از فضایل اهل بیت)ع( که خازنان علم پیامبر)ص( بودند محروم شوند.
2- القاء برخی از احادیث دروغین بین مردم و جعل حدیث در جهت حفظ منافع مادی. این کار در زمان بنی امیه و بنی عباس ادامه پیدا کرد ]8[.
این دو عامل اساسی و عوامل فراوان دیگر باعث شد که نویسندگان مجامع روایی اهل سنت اولاً با انبوهی از روایات مجعول و مغشوش روبرو باشند و ثانیاً دست آنها از منبع وحی و اتصال به پیامبر اکرم)ص( با اسناد صحیح قطع شود. نتیجه این شد که احادیث مجعول وتحریف شده به وفور به کتب روایی اهل سنت راه یابد به گونه­ای که کافی است انسان دارای عقل سقیم مقداری از کتب روایی آنان را مطالعه کند تا با احادیث عجیب و نامعقول روبرو شود.
ب- تاریخچه نقل حدیث نزد شیعیان‏
برای آشنایی با سرگذشت حدیث در تاریخ تشیع نکاتی را بیان می­کنیم:
1- دست شیعیان پس از رحلت پیامبر اکرم)ص( از منبع حدیث کوتاه نشد. بلکه امامان معصوم که مؤید یکدیگر و شارح و مبین قرآن و سنت نبوی بودند نه تنها به آموزش شیعیان و گسترش حدیث اهتمام می­ورزیدند که روش استنباط قوانین فرعی از قرآن و سنت را هم به ایشان می­آموختند. و این مسئله تا آغاز غیبت کبری)329ق( ادامه یافت.
2- کتابت و حفظ احادیث معصومین به شکل یک سنت درمیان شیعیان درآمده و آنها این کتابهای گران­بها را از جان عزیزتر می­داشتد و تحویل امین­ترین و مؤثق­ترین فردی که می­شناختند می­دادند. دلیل اصلی این مطلب هم تأکید زیادی بود که خود اهل بیت)ع( بر حفظ و نشر احادیثشان داشتند. روش نویسندگان أحادیث بر این بود که پس از نگاشتن آنها، روایات را با امام بعدی)ع( مقابله می­کردند. همینطور شاگردان نگاشته هایشان را با استادها مقابله می­کردند و به این ترتیب برای انتقال درست این متون با ارزش، تمام تلاششان را بکار می­بستند. همت شیعیان در این امر موجب شد که تنها در زمینه روایات فقهی در ابتدای دوران غیبت کبری 400 کتاب معروف )بنام اصول أربعمائه( در دست شیعیان باقی بماند. 3
3- برای حفظ و حراست از احادیث شیعه و تشخیص احادیثی که از جهت شرعی حجت باشد رشته علوم حدیثی ایجاد شد. به این ترتیب علم­های رجال و درایه و بخشی از اصول فقه به این مهم همت گماردند.
4- در این میان احادیثی که شناسنامه سندی آنها کامل نبوده است؛ یعنی برای مثال یک نفر از شش نفر راوی که در سند آن وجود داشته در کتاب­های رجالی به روشنی مورد توثیق قرار نگرفته است و وضعیت وثاقت او آن مجهول است هر چند که در واقع آن راوی شخصی بسیار با تقوا و  معتبر بوده باشد، چنین احادیثی ضعیف شمارده می­شود. و شاید همین مسأله برخی از غیر مطلعین را بر آن داشته است که گمان کنند هم اکنون روایات مجعول زیادی در کتب شیعه وجود دارد.
  Satellite Provider
  • تشکر شده 197 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 17-01-09 02:52:57 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
به این ترتیب برای هر فرد منصف روشن می­شود که این روایات تا چه میزان قابل اعتمادند و اغلب اختلافات فقهی هم ناشی از نکات ظریفی است که در برداشت­های فقهی از روایات باعث تفاوت شده است، نه اینکه حدیثی مجعول باشد و عده­ای بر آن اعتماد کرده و برخی آنرا رها کرده باشند.
نتیجه:‏
علم فقه و احکام بر گرفته از کتاب و سنت - چه در ناحیه مجازات­های اسلامی و چه در احکام دیگر - از استحکام زیادی برخوردار است که هر چند همراه با یقین نباشد، اما بر پایه­های علم است و اعتماد و اعتقاد به آن نزد تمامی صاحبان اندیشه موجّه است و این احکام نه تنها خشونت­آمیز نیست؛ بلکه از تأثیر تربیتی و اصلاح­جویانه در جامعه انسانی برخوردار است. همینطور بر هر کسی که می­خواهد در این حوزه اظهار نظری کند لازم است تحقیقی شایسته و وسیع نماید و سخنش را همراه با دلایل متقن و دانشمند­پسند ارائه نماید و الا صرف خوش­ داشتن و یا بد آمدن موقت یک یا چند نفر معیار درستی برای قضاوت در میان باورهای دینی نخواهد بود. دین بر اساس »نگاه کل­نگرانه« به تمامی مصالح و مفاسد و آثار یک عمل شکل گرفته است و حال آنکه نگاه فردی که در محدوده زمانی و مکانی خاص محصور است، نمی­تواند جامع باشد و تمامی مصالح و مفاسد فردی و اجتماعی را مد نظر قرار دهد. تنها خداوندی که خالق جهان با عظمت است و ظرافت­های بی­شماری در آن قرار داده است و عالم به رفتارهای ما است و آثاری که این رفتارها در جهان بیرون  و درون خودمان می­گذارد را بخوبی می­شناسد، صلاحیت دارد برای بشر قانون وضع کند و یا اینکه در مواردی خاص نحوه اجرای قوانین عام را به خود او واگذارد ]9[. و تکیه بر گمان­های گاه­گاه و نسبی بشری به وضوح باطل است و از مصادیق اعتقاد بدون توجیه عقلی است که بارها نادرست و قبیح بودن آن را تذکر داده­ایم.
کتابنامه:‏
1- قرآن کریم.
2- مجلسی، محمد باقر؛ بحار الأنوار، تحقیق:يحيى العابدي الزنجاني، بيروت، دار إحياء التراث العربي، 1403ق.
3- کلینی، محمد بن یعقوب؛ الكافي،  تعليق: علي أكبر الغفاري، تهران، دار الكتب الإسلاميه، 1367ش.
4- شرف الدین، عبد الحسین؛ اجتهاد  در مقابل نص، مترجم: علی دوانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چ8, 1375ش.
5- رفیعی محمدی، ناصر؛ درسنامه  وضع حدیث، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1384ش.
5-عاملی، شیخ حر؛ وسائل الشیعه )الإسلامية(، تعليق : الشيخ أبي الحسن الشعراني، بيروت، دار إحياء التراث العربي،1401ق.
6-شیخ أنصاری؛ فرائد الاصول، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1416ق.
7-خراسانی، آخوند محمد کاظم؛ کفایة الاصول، قم، مؤسسه اهل البیت،1409ق.
]1[. آیه 38 سوره مائده: »والسارق والسارقه فاطعوا أیدیهما...«
]2[. مقاله مجازاتهای خشن و غیر انسانی در قرآن ، ص2.
]3[ر.ک. بحارالانوار ج89، باب 8: إن للقرآن ظهرا و بطناً. و نیز: ج26، باب أنهم لا یحجب عنهم علم الماء والارض. و نیز: الکافی، ج2، باب أنه لم یجمع القرآن کله... .
]4[. فرائد الاصول، ص 113. و نیز: کفایة الاصول، ص235.
]5[. وسائل الشیعه )آل البیت(،ج28، ص253.
]6[. نحل/43.
]7[. اجتهاد در مقابل نص، مترجم: علی دوانی، چ8, 1375ش، ص204. به نقل از : ابوبکر السیوطی، تاریخ الخلفا، روایت89.
]8[مجموعه ای از انگیزه های جعل حدیث را به همراه نمونه های فراوان از مجعولات اهل تسنن می­توانید در این منبع بیابید: ناصر رفیعی محمدی، درسنامه وضع حدیث، قم: مرکز جهانی علوم اسلامی، 1384، ص 44تا 160
]9[انعام/57:» إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِين‏«: » فرمان جز به دست خدا نيست، كه حق را بيان مى‏كند، و او بهترين داوران است.«
  Europe
  • تشکر شده 45 بار
  • تشکر کرده 0 بار
زمان پست: 17-01-09 10:48:27 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
ممنون ولی من یه چیزی رو خوب میدونم اونایی که دم از اسلام میزنند سرمردم بیگناه رو میزنند اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیبی که هست از مسلمانی ماست
  Satellite Provider
  • تشکر شده 197 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 17-01-09 11:59:30 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
alimaleki 17-01-09 09:48
ممنون ولی من یه چیزی رو خوب میدونم اونایی که دم از اسلام ...

آره یه عده یا از روی برداشت ذهنی بدی که از آیات دارند یا از روی غرض و به قصد فریب دیگران از اسلام و قرآن انتقاد میکنند مگر نه اسلام و قرآن مشکلی نداره این ما هستیم که مشکل در فهم و برداشت بد از آیات داریم که باید از متخصص اینکار سوال پرسید تا دچار شک و تردید نشویم. البته یه عده خوب میدونند که قرآن حق و درسته اما چون راه فساد و ظلمت در پیش گرفتند با مذاقشان خوش نمیاد شروع میکنند به اراجیف بافتن در میان همین افراد فاسد و سود جو دسته ای هستند که به ظاهر دم از مسلمانی میزنند تا بتونند نظر مردم را به خودشان جلب کنند و طرفدار جمع کنند تا به پست و مقام  و مال دنیا برسند اما در ذات همان افراد پست و فاسدن که فقط ظاهر سازی میکنند
You have to log in before you can reply ورود | Register

قوانین امتیازات

QQ|موبایل|آرشیو|اخراجی ها|انجمن تخصصی موبایل - انجمن یوسی ایران

17-08-24 11:25 GMT+4.5 , Processed in 0.110294 sec., 36 queries .

Powered by Discuz! X3

Release 20130801, © 2001-2017 Comsenz Inc.

All rights reserved for UCIRAN Forums © 2013-2017

پاسخ سریع به بالا بازگشت به لیست