انجمن یوسی ایران

| |

انجمن تخصصی موبایل - انجمن یوسی ایران

 گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
 Register

عناوین امروز

دیدن: 160|پاسخ: 14

[ دیگر ] پاسخ به شبهات علمی قرآن

[کپی کردن لینک]
  United States
  • تشکر شده 169 بار
  • تشکر کرده 0 بار
زمان پست: 16-09-20 14:14:27 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها |حالت خوانده شده
ویرایش  naim در 16-09-21 00:26

اثبات اینکه قرآن نیاز به تفسیر داره:

به این آیه توجه کنید:
»انا سنلقى عليك قولا ثقيلا« ؛ )1(
اگر قرآن احتیاج به مفسر و معلم و مبین ندارد، پس خدا نعوذ بالله نمی دانسته که قرآن را به تنهایی کافی ندانسته و در کنار قرآن، پیامبر را هم فرستاده تا مبین و معلم قرآن باشد:
»كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ اَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ آياتُ اللّه‏ِ وَ فيكُمْ رَسُولُهُ ؛ )2( چگونه كفر مى‏ورزيد و حال آن كه آيات خدا بر شما تلاوت مى‏شود و رسول خدا در بين شماست؟«.
در اين آيه دو عامل براى هدايت مردم و حفظ آنان از گمراهى معرفى شده است: يكى آيات كتاب خدا كه بر مردم تلاوت مى‏شود و دوم رسول خدا كه در بين آن هاست و مضمون وحى را تبيين مى‏كند. از ظهور كلام فهميده مى‏شود كه كتاب خدا بدون ضميمه شدن تفسير پيامبر و به تنهايى براى در امان نگه داشتن آن ها از كفر، كافى نيست؛ زيرا ممكن است مضمون وحى را درست نفهمند و آن را بد تفسير كنند و گمراه شوند.
»اَنْزَلْنا اِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبيِّنَ لِلنّاسِ مُا نُزِّلَ اِلَيْهِمْ «؛ )3(
در اين آيه به صراحت وظيفه رسول خدا تبيين و تفسير قرآن معرفى شده است.
در آيات متعددى رسول خدا، معلوم كتاب معرفى شده است:
»اَرْسَلْنا فيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلوْ عَلَيْكُمْ اياتِنا وَ يُزَكّيكُمُ وُ يُعَلِّمُكُمْ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ ؛ )4( در ميان شما فرستاده‏اى از خودتان روانه كرديم كه آيات ما را بر شما مى‏خواند و شما را پاك مى‏گرداند«.
»رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ اياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكّيهِمْ ؛ )5( پروردگارا در ميان آنان فرستاده‏اى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند وكتاب و حكمت بدانان بياموزد و پاكشان گرداند«.
معلوم است كه منظور از تعليم كتاب، آموزش خواندن آن نبوده است؛ زيرا آنان عرب بودند و هم معانى ظاهرى الفاظ قرآن را مى‏فهميدند و هم باسوادهاى آنان مى‏توانستند نوشته‏هاى قرآن را تلاوت كنند و تعليم خواندن و نوشتن به بى سوادهاى آنان هم، تعليم قرآن نبود؛ بلكه تعليم خواندن و نوشتن بود. پس منظور از تعليم كتاب، يعنى تبيين مضامين و پيام‏هاى قرآن و تفسير آيات آن.
و مگر رسول خدا هنگام وفات نفرمود:
من دو چيز گران بها و ارزشمند در بين شما به ارث مى‏گذارم و اگر بعد از من به آن دو متمسك شويد، هرگز گمراه نخواهيد شد و آن دو عبارتند از: كتاب خدا و عترت و اهل بيتم. )6(
اين بيان مشابه همان آيه 101 آل عمران است كه سبب صيانت از گمراهى را كتاب خدا و رسول خدا معرفى كرده بود. علاوه بر اين روايات فراوان ديگرى دلالت دارد.
بنا بر این قرآن به زبان عربی مبین و برای هدایت عموم نازل شده و فهم آن در هیچ دسته و گروهی منحصر نشده و همه می توانند با کسب مقدمات لازم از سفره مواهب بیکران قرآن طعام های معرفتی و هدایتی بگیرند. ولی چون افراد در معرض بدفهمی و غلط فهمی هستند و چون درک همه معارف قرآن از توان غالب انسان ها خارج است، خداوند پیامبر و اهل بیتش را به بیان و تفسیر قرآن گمارده و ما باید فهم خود را به آنان ارجاع داده و در صورت تایید آن ها ، به فهممان عمل کنیم و برای فهم معانی متعالی قرآن باید از پیامبر و اهل بیت و شاگردان مکتب آن ها کمک بگیریم.
پی نوشت ها:
1. مزمل )73( آیه 5.
2. آل عمران )3( آیه 101.
3. نحل)16(آیه 44.
4. بقره)2(آیه 151.
5. همان، آیه 129.
6. محمد قمى، حديث ثقلين ، مصر دارالتقريب، 1371 ق، ص 9.

مشاهده کنندگان

  United States
  • تشکر شده 169 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 16-09-20 14:16:01 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
ویرایش  naim در 16-09-21 00:34

پاسخ به شبهات علمی قرآن


در بررسی این قسمت توجه به نکات زیر حائز اهمیت است:
1-  قرآن محدود در حصار زمان و مکان نمی باشد زیرا کلام آفریدگاریست که به گذشته و آینده عالم است. لذا از هرگونه خطا و اشتباه به دوراست. اما این علم ماست که نسبت به علم آیندگان ناقص است. همانگونه که علم گذشتگان نسبت به ما ناقص بوده است. آیا برای بشر 1400 سال پیش قابل پذیرش بود که زمان تابع شرایط مختلف است؟  اکنون برای ما قابل پذیرش شده است که  یکی از عواملی که زمان به آن وابسته است سرعت می باشد و در سرعت های بالا زمان دیرتر می گذرد و برای جسمی که با سرعت نور حرکت کند زمان نمی گذرد... لذا باید قبول کرد که علم ما نیز نسبت به آیندگان ناقص است.
2- قرآن نکات علمی را صراحتا نگفته بلکه از مثال زدن استفاده می کند تا برای بشر ۱۴۰۰ سال پیش قابل قبول و قابل درک باشد. بدیهی است که بشر آن زمان نمی تواند بپذیرد که بر روی زمینی کروی و متحرک زندگی می کند و گوینده چنین سخنی حتی ده قرن بعد هم در امان نبوده است. لذا از مثال زدن استفاده می کند.
سقف بودن آسمان:
وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفًا  مَّحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ  آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ
»و آسمان را سقفی محفوظ قرار دادیم، در حالی که آنها از نشانهای آن رویگردانند«.
سقف یک خانه ساکنانش را از نور خورشید، باران و ... محفوظ نگه می دارد و مانع خروج حرارت از آن می گردد و  آسمان همچون سقف محافظ دیگر می باشد زیرا: هميشه از طرف فضا سنگهای آسمانی بطرف زمين می آيـد، جو آنها را می سوزاند، و آنها ضمن چند ثانيه درخشيدن به پودر تبديل می شوند و کم کم بدون اينکه ديده شوند به زمين می ريزند. جو امواج راديوئی را بطرف زمين برمی گرداند. خورشيد انواع واقسام امواج و انرژی از خود ساطع می کـند. قـشرگاز اُزون جو که در ارتفاع ميان 30000 تا 40000 متر قـرار دارد، از به زمين رسيدن اشعه ماوراء بـنـفـش کـه می تواند خيلی از موجودات زنده را بکشد جلوگيری می کند. قشر جو مانع از بيرون رفتن بخار آب می شود. همچنین قـشـر دی اکسيد جو گرمای زمين را در جو زمين نگه می دارد و فـقـط قسمت ناچيزی از گرما از آن به خارج از جو نفوذ می کند. در صورت نبود ايـن قـشر گرما از محدوده زمين خارج می شود و جو زمين 50 درجه سردتر از آنچه هـست می شود. به اين ترتيب جو مانند يک سقـف ما را حفـظ می کند.
آسمان را همچون طومار بازمی گردانیم
برای انبساط کیهان سه مدل مختلف وجوددارد:درنوع اول که فریدمان آن را کشف کرد، مجموعه کیهانی با کندی مقیدی در حال انبساط است، به قسمی که نیروی جاذبه بین کهکشانهای مختلف، سبب می شود که این انبساط رفته رفته کندشده، وسرانجام متوقف شود و سپس کهکشانها به سوی یکدیگر آغاز حرکت کرده و جهان هستی » بسته « شود.درنوع دوم مجموعه کیهانی آنچنان سریع انبساط می یابد که جاذبه گرانشی هرگز نمی تواند آن را متوقف سازد و فقط سرعت آن را کمی کاهش می دهد.
در نوع سوم سرعت انبساط مجموعه  کیهانی فقط به اندازه ای است که برای جلوگیری از درهم فرونشینی مجدد آن کافی است. در این حالت انبساط از صفر آغاز گشته و تا ابد افزایش می یابد. در مدل نوع اول که در آن کیهان نخست منبسط و دوباره منقبض می شود، فضا همچون زمین در روی خودش خم شده است. بنابراین از نظر وسعت و اندازه » متناهی « است.در مدل نوع دوم که در آن گسترش کیهان تا ابد ادامه می یابد، فضا به طریق دیگری خمیده می شود. یعنی شبیه یک زین اسب. بنابراین در این حالت فضا  » نامتناهی« است.در مدل نوع سوم که در آن نرخ انبساط روندی بحرانی دارد، فضا تخت و مسطح و بازهم »نامتناهی« است.
سرنوشت عالم در حقیقت بستگی به عددی دارد که در علم کیهان شناسی به آن چگالی بحرانی گفته می شود. چگالی بحرانی در واقع نشان دهنده مقدار جرمی است که می بایست در جهان موجود باشد تا انبساط متوقف و به انقباض تبدیل شود.  به این فرایند فروریزش بزرگ یا بیگ کرانچ “Big Crunch” می گویند.
بنابراین برای دانستن سرنوشت جهان باید بدانیم چگالی جهان چه قدر است. “پلانک” فیزیکدان و ستاره شناس مشهور، عددی را مشخص نمود به نام ثابت پلانک که طبق آن اگر برای مقدار حقیقی این عدد مرزی تعیین شود آن وقت اگر  مقدار آن عدد از عدد پیشنهادی پلانک بیشتر باشد جهان تا ابد در حال انبساط است و اگر ثابت باشد جهان مقداری منبسط و پس از آن به همان شکل باقی می ماند و در صورتی که از ثابت پلانک کمتر باشد جهان ما پس از انبساط دوباره منقبض شده و در همان نقطه اولیه جمع می شود. اما به روایت دیگر، اگر چگالی جهان از چگالی بحرانی کمتر باشد انبساط عالم تا بی نهایت ادامه می یابد و سرعتش هم مدام افزایش می یابد و در حالت دوم اگر مقدار چگالی جهان با چگالی بحرانی برابر باشد انبساط بالاخره روزی متوقف خواهد شد و در حالت سوم اگر چگالی جهان از چگالی بحرانی بیشتر باشد انبساط جهان روزی متوقف و به انقباض تبدیل می شود و بدین ترتیب این انقباض باعث شده تا دوباره تمام این جرم به نقطه آغازین باز گردد که  این همان فروریزش بزرگ یا بیگ کرانچ “Big crunch” است. گفتنی است نقطه مقابل آن بیگ بنگ یا انفجار بزرگ می باشد.
از نظر قرآن کریم جهان  پایانی دارد و پایان یافتنش نیز به  همان  صورتی است که خداوند آن را آفریده است. یعنی شیوه همان است ولی به صورت عکس عمل می شود.شیوه ای را که قرآن کریم در این مورد ضمن آوردن مثالی بیان کرده، هنوز به ذهن هیچ دانشمندی نیامده و قدرت علمی و تخیلی آنان تاکنون به این قله رفیع نرسیده است.
يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاء  كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ  كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ  خَلْقٍ نُّعِيدُهُ وَعْدًا  عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا  فَاعِلِينَ
»)به یاد آر( روزی که ما آسمان را در پیچیم چنان که طومار نوشته ها را در می پیچد، همانگونه که نخستین بار بوجود آوردیم دوباره آنها را باز می گردانیم، وعده ای است بر عهده ما که بی تردید انجام دهنده آنیم«.
  United States
  • تشکر شده 169 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 16-09-20 14:19:13 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
ویرایش  naim در 16-09-22 15:34

همة ما یک برگ کاغذلوله شده را دیده ایم.اگر به داخل این لوله کاغذی که تاحد ممکن پیچانده و سپس رهاشده باشد بنگریم،چه شکل و حالتی را مشاهده میکنیم؟پاسخ: »شکلی حلزونی«اگر بخواهیم این کاغذ را مجدداً جمع کنیم،چه کاری را باید انجام دهیم؟پاسخ:لایه های مرکزی آن را منقبض و فشرده میکنیم و میپیچانیم.در نتیجه،لایه های فوقانی نیز از انقباض و فشردگی لایه های مرکزی تبعیت کرده و روی یکدیگر جمع و هموار میشوند.شکل حلزونی،شکلی است که قرآن کریم با مثال»کطی السجل للکتب«یعنی پیچاندن طومارها)نامه های قدیمی(شکل آفرینش کیهان و نیز روش برچیدن جهان پیدا را برای همگان از یک کودک دبستانی تا یک دانشمند کیهان شناس مشخص کرده است
ذوالقرنین:
حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن  تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا»تا چون به مغرب خورشید رسید خورشید را دریافت که )گویی(در چشمه ای گرم و گل آلود فرو می رود.و در انجا گروهی)از کفار(را یافت.گفتیم:ای ذولقرنین)در کار آنها مختاری(یا عذاب میکنی و یا در حقشان راهی نیکو پیش میگیری«.در آیه)کهف/86(آنچه از ذو القرنین نقل میشود همانند چیزی است که همه ما انسانها امروزه نیز آنرا می گوئیم.همه میگوئیم"خورشید طلوع کرد", "خورشید غروب کرد", "خورشید از پشت کوه درآمد", "خورشید در دریا غروب کرد" و غیره.و این به معنی این نیست که خورشید پشت کوه قایم بوده و حالا درآمده و یا خورشید در دریا فرو رفته است.
تگرگ)مگر در آسمان کوه وجود دارد(:
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ  يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ  يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ  يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى  الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ  خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ  السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِيهَا  مِن بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاء وَيَصْرِفُهُ عَن مَّن  يَشَاء يَكَادُ سَنَا  بَرْقِهِ يَذْهَبُ  بِالْأَبْصَارِ
»آیا ندیدی که خداوند ابری را به آرامی می راند. سپس میان)قطعات( آن پیوند می دهد سپس آن را متراکم می سازد. پس باران را می بینی که از لابلای آن بیرون می آید و نیز از آسمان از کوههای ابر یخ زده که در آن هست برف و تگرگ فرو می ریزد. پس به سبب آن به قومی که بخواهد زیان می رساند و آن را از قومی که بخواهد بر می گرداند. نزدیک است روشنی برقش چشم ها را از بین ببرد«.
طي مطالعه اي كه دانشمندان روي ابرها انجام داده اند به اين نتيجه رسيده اند كه ابرهاي باران زا با طي سلسله مراحل خاص و به شيوه اي مشخص، تشكيل مي شوند و شكل گيري و ايجاد ابرهاي باران زا نياز به انواع خاصي باد و ابر دارد. يكي از انواع ابرهاي باران زا كه معمولاً با رعد و برق همراه است كومولونيمبوس است. هواشناسان در مورد تشكيل ابر كومولونيمبوس مطالعه كرده اند تا نحوه توليد و ايجاد باران، تگرگ، برق )نور( را بيابند. يافته ها نشان مي دهد كه كومولونيمبوس طي مراحل زير باران ايجاد مي كند.
1ـ حرکت ابرها:ابتدا ابرها با نيروي باد به حركت در مي آيند، قطعه هاي پراكنده و كوچك كه كومولوس نام دارند با نيروي باد به يكديگر فشرده شده و در يك منطقه تجمع مي يابند و ابرهاي كومولونيموس را مي سازند.
2- اتصال:ابرهاي كوچكتر به يكديگر متصل و ابرهاي بزرگتر را تشكيل مي دهند.
3ـ تراكم و انبوه شدن:وقتي ابرهاي كوچكتر به هم مي پيوندند و ابرهاي بزرگتر را مي سازند در ابرهاي بزرگ حركت و رشد عمودي به سمت بالا صورت گرفته كه اين پديده در مركز ابرها بيشتر از لبه ها و كناره هاي آن رخ مي دهد و بعد از اين رشد رو به بالا موجب كشيده شدن توده ابر به بالا و رسيدن به ناحيه سردتر اتمسفر )جو( كه محل تشكيل قطره هاي آب و تگرگ است مي شود. و قطره هاي آب و تگرگ، بزرگتر و سنگين تر شده و حركت رو به بالاي آنها متوقف مي شود و به صورت قطره هاي باران و تگرگ فرود ميآيند.
هواشناسان تنها در دهه هاي اخير با كمك وسايل پيشرفته مانند هواپيما، ماهواره، كامپيوتر، بالون و ...... به مطالعه بادها، جهت آنها و اندازه گيري رطوبت، تغييرات آن رطوبت، تعيين سطح فشار اتمسفر، تغييرات آن پرداخته و به جزئيات شكل گيري ابرها و ساختمان و نحوه عمل ابرها پي برده اند.
هواشناسان دريافته اند كه ابرهاي كومولونيمبوس كه حامل تگرگ هستند تا ارتفاع 25000 الي 30000 پا  مي رسند و شبيه رشته كوههايي می باشند.
در كتب هوا شناسي گفته شده همين كه تگرگ از قسمت سرد و يخچالي ابر فرو مي ريزد يعني همان جايي كه بلورهاي يخ در آن تشكيل مي شود، ابرها باردار مي شوند و قطره هاي آب با تگرگ به هم برخورد كرده يخ مي زنند و باقي مانده گرماي خود را از دست مي دهند. سطح تگرگ گرمتر از اطراف خود بلور است. وقتي تگرگ با بلور يخ مجاور و مماس مي شود يك پديده مهم رخ مي دهد. كلاً الكترونها هميشه از ناحيه سردتر به نقطه گرمتر حركت مي كند. در همين حال وقتي قطره هاي خيلي سرد و يخ زده در تماس با يك دانه تگرگ قرار مي گيرند همين پديده رخ مي دهد و از اين رو تگرگها بار منفي گرفته و قطرات بسيار سرد يخ بار مثبت مي گيرند و در برخورد با تگرگ خرد و متلاشي مي شوند حال ذرات خرده شده يخ سبكتر شده و به لايه هاي بالايي ابر صعود مي كنند و تگرگ با بار منفي باقي مانده و در لايه هاي زيرين و بستر ابر قرار مي گيرد. بنابراين لايه هاي زيرين ابر كلاً داراي بار منفي بوده و سپس اين بار منفي به صورت برق به زمين تخليه مي گردد. نتيجه مي گيريم كه تگرگ نقش مهمي در توليد و ايجاد برق دارد.
اين اطلاعات در سالهاي اخير بدست آمده است و اصولاً تا 1600 بعد از ميلاد نظرات ارسطو در هواشناسي  مطرح و غالب بوده است، مثلاً او معتقد بود كه اتمسفر داراي دو نوع هوا است، هواي مرطوب و هواي خشك و رعد صداي حاصل از برخورد هواي خشك با ابرهاي مجاور را مي دانست و برق و نور را حاصل از شعله ور شدن و سوختن هواي خشك با شعله ضعيف و نازك تعريف مي كرد
  United States
  • تشکر شده 169 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 16-09-20 14:19:46 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
ویرایش  naim در 16-09-22 15:18

هفت آسمان!
به عقیده بعضى از دانشمندان بزرگ،کواکب و ستارگان و کهکشانهایى که دیده میشود همه جزء آسمان اولند و در ماوراى آن شش جهان بزرگ دیگر هست.منظور قرآن از آسمانهاى هفتگانه مجموع عوالم هفتگانه‏اى است که در جهان هستى وجود دارد،گرچه علم و دانش امروز انسان فقط پرده از روى یکى از آنها برداشته ولى هیچ مانعى ندارد که در آینده در اثر تکمیل علم انسان عوالم ششگانه عظیم دیگرى در پشت این جهان محسوس امروز کشف گردد.طرفداران این عقیده به این آیه استشهاد نموده‏اند:
إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء  الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ»همانا ما آسمان دنیا)نزدیکتر( را به زینت و زیور ستارگان آراستیم«از این آیه استفاده مى‏شود که ستارگان همه در آسمان اولند )باید توجه داشت که کلمه»دنیا«در لغت عرب به معنى پایین و نزدیک است.به هرحال،ذکر این نکته لازم به نظر میرسد:ازآیات و روایاتى که عدد آسمانها را هفت معرفى کرده به هیچ وجه تایید نظریه هیئت بطلمیوس که آسمانها را به صورت افلاکى مانند طبقات پوست پیاز معرفى میکرد،استفاده نمى‏شود زیرا مطابق هیئت بطلمیوس عدد افلاک و آسمانها نه مى‏باشد.
کوهها همچون میخها برای اینکه زمین نلرزد!وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا»و کوه ها را میخ هایی)فرو رفته در سطح آن(نکردیم«وَأَلْقَى فِي الأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلاً لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ»و در زمین کوههایی پابرجا و استوار بیفکند تا مبادا زمین شما را بجنباند،و نیز نهرها و راهها)قرار داد(باشد که راه یابید«ماه و در کل کیهان،بر آب و بویژه آب دریاها و اقیانوسها)جزر و مد(تاثیر میگذارد.که این تاثیرات در برخی روزها کم و زیاد میشوند.کوه ها در حقیقت حکم زره فولادین را دارند که دور تا دور زمین را احاطه کرده،و با توجه به ارتباط و پیوندى که در اعماق زمین به هم دارند،یک شبکه نیرومند سرتاسرى را تشکیل مى دهند و اگر چنین نبود و سطح زمین را خاک هاى نرم پوشانده بود به آسانى تحت تأثیر جاذبه نیرومند ماه قرار میگرفت و جزر و مد در خشکیها مانند جزر و مد در دریاها همه چیز را به لرزه درمى آورد و اضطراب و حرکت و لرزش در طول شبانه روز بر سطح زمین حکم فرما بود و هر ساختمانى را ممکن بود ویران کند.جاذبه خورشید نیز،جزر و مدى هر چند خفیف تر به وجود میآورد و اگر ماه و خورشید در مسیر خود در یک سو واقع شوند و این دو جاذبه در یک جهت قرار گیرند،این حرکات به مراتب قوى تر و شدیدتر خواهد شد ; ولى وجود کوه هاىظ محکم ، این جزر و مدها را به حداقل مى رساند ، چنان که قرآن مى گوید : کوه ها میخ هاى زمین اند و آن را از لرزشها حفظ مى کنند .
کره زمین دارای حرکت های زیادی است از آن جمله: الف( حرکت وضعی)دورانی( : زمین در هر بیست وچهار ساعت یک بار به  دور خود می چرخد و شب وروز به وجود می آید سرعت این حرکت دورانی در مدار استوا در هر ساعت 1666کیلو متر و در هر ثانیه  461متر است که هرچه به قطبین نزدیک شویم از مقدار آن کاسته میشود.ب( حرکت انتقالی :زمین با حرکت اتتقالی سریع خود که سرعت آن 170هزار کیلومتر در ساعت است به دور خورشیدمی چرخد. ج( حرکت هلیسی: چون منظومه شمسی در هر ثانیه 20 کیلو متر در فضا و به مقصد نا معلومی به دنبال ستاره) وگا (حرکت میکند کره زمین مجبور است سرعت حرکات وضعی و انتقالی خود را چنان ترتیب دهد تا از  کاروان نام برده عقب نماند و پیشروی نیز ننماید . سرعت این حرکت در روز  اول تیر ماه  ثانیه ای 28900  کیلومتر ودر اول دی ماه 30 هزار کیلو متر است
به طور مسلم این حرکت سریع زمین و بلاخص حرکت وضعی آن در تماس با هوای مجاور آن ودر برخورد با ملکولهای هوا با سطح کره آنچنان گرمائی  تولید می کند که برای مشکل ساختن حیات روی زمین کافی است این مشکل در صورتی پیش می آید که هوای مجاور زمین همراه خود زمین حرکت نکند و در اثر برخورد با ملکول های هوای ساکن که همه جوانب آنرا مانند پوست پیاز فرا گرفته است حرارت شدیدی تولید میشود ولی اگر هوای مجاور زمین پایاپای خود زمین حرکت نماید و هر دو دست به دست هم وبه یک سمت در حال حرکت باشد قطعا چنین خطری پدید نخواهد آمد
از این رو وجود کوه ها وپستی وبلندی ها ی زمین در حرکت "هوای مجاور" همراه زمین نقش موثری دارند زیرا در پرتو فواصل کوه ها وپستی وبلندی های آن قشر جامد زمین را به صورت سرزمین شخم زده در آورده است و هوای مجاوری که با سطح زمین تماس دارد در میان کوه ها حبس شده وپستی وبلندی های مختلف زمین که حتی در برخی از مناطق به هشت کیلومتر میرسد هوای چسبیده به زمین را در داخل خود نگاه داشته است و هنگام حرکت زمین  هوای داخل فرورفتگی ها و چسبیده به آن، با آن حرکت میکند و هر دو در مسیر واحدی پایاپای یکدیگر به گردش خود ادامه میدهند و شاید این آیه:»والقی فی الارض رواسی ان تمید بکم«}نحل/15{>>و در زمین کوه های استواری افکند تا شما را از حرکات نا موزون حفظ کند<< اشاره به این راز بزرگ باشد که در سایه کوه ها به وجود می آید.
یکى از عوامل حرکات ناموزون زمین مواد مذابى است که هسته مرکزى زمین را تشکیل مى دهند ، و دل زمین مملوّ از گازهاى متراکمى است که باشدت هر چه تمامتر بر آن فشار مى آورد ، به عقیده گروهى از دانشمندان ، زلزله هاى خطرناکى که ضررهاى جبران ناپذیرى به وجود مى آورند ، نتیجه عمل حرارت و گازهاى درونى زمین است که با شدت خارج مى شوند : در این صحنه متلاطم ، یگانه عاملى که از متلاشى شدن و جدا شدن قطعات زمین ، مانع مى گردد همان کوه هاست ، ریشه هاى کوه هاى سنگین که در اعماق زمین فرو رفته و قطعات زمین را در برگرفته ، آن ها را به هم اتصال مى دهد ، و بسان میخ هایى که قطعات تخته را بهم متصل مى سازد از انفکاک و جدایى جلوگیرى مى کند ، قطعات زمین را از تفرق و پاشیدگى باز مى دارد .افزون بر آن به نظر برخى از دانشمندان ، عمده کوه هایى که در روى زمین است ، بر اثر فوران آتش فشان و خارج شدن مواد مذاب زمین و انباشته و منجمد شدن آنان به وجود
  United States
  • تشکر شده 169 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 16-09-20 14:20:42 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
ویرایش  naim در 16-09-22 15:59

آمده،و به صورت میخى که در روى زمین کوبیده باشند،در آمده،که این امر موجب سکون و آرامش آتش فشان هاى زیرزمین ،و رفع اضطراب زمین شده است،و آیه»و الجبال او تادًا;کوه ها را میخ هاى زمین قرار دادیم«را اشاره به آن دانسته اند‎ ‎تا یک قرن پیش دانشمندان کوه ها را توده های سنگی عظیمی می پنداشتند که مانند تپه های مصنوعی روی زمین ریخته شده اند ولی دانشمندان اخیرا پی برده‎ ‎اند که قسمت عمده هر کوهی،زیر سطح زمین قرار داردچنان که)ژرژگاموف(استاد دانشگاه واشنگتن مینویسد)نظریه سطحی بودن کوه ها در زمین شناسی،یک قرن پیش ،از نظریه های عمومی بوده و اخیرا به این موضوع پی برده اند که بخشی از هر کوه زیر سطح آن قرار دارد (در حالی که قرآن چهارده قرن پیش،پرده از این راز بزرگ برداشته و کوه ها را میخ های زمین معرفی کرده است .
آسمان را نگه داشت تا بر زمین نیفتد!
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ  سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاء أَن  تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّ بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ
»آیا ندیدی که خداوند آنچه را در)روی( زمین است رام شما نموده و نیز کشتیها را که در دریا به فرمان او جریان دارند،و آسمان را نگه می دارد تا مبادا بر روی زمین فرو‎ ‎افتد مگر به اذن و اراده حتمی اوحقا که خداوند با مردم رئوف و مهربان است«
چرا ماه  که یکی از اجزاء آسمان است به روی زمین سقوط نمیکند؟!زمین با نیروی گرانش ماه را به سوی خود میکشد.اما چرا ماه به روی زمین سقوط نمیکند؟اگر ماه که در حقیقت بی وقفه به دور سیاره ما میچرخد،از گردش باز می‎ ‎ایستاد،فقط برای مدت کوتاهی ثابت می ایستاد،آنگاه با سرعتی فزاینده به سمت زمین میشتافت و در نهایت با شدت به زمین برخورد می کرد.ماه از همان زمانهای اولیه با سرعتی برابر۳۶۵۹ کیلومتر در ساعت به دور زمین در حال گردش بوده است.در اثر این حرکت گردشی،یک نیروی گریز از مرکزبه سمت خارج ایجاد میشود،که درست به اندازه نیروی گرانش زمین که به سمت داخل کشش دارد،است.این دو نیروی مخالف،اثر یکدیگر را بطور متقابل خنثی می کنند،به نحوی که ماه هموراه بر مدارخود باقی میماند.و به همین دلیل است که ماه که یکی از اجزاء آسمان است بر روی زمین فرو نمی افتد.بنابراین خداوند آسمان را نگه می دارد)با حاکم کردن قوانین جاذبه و گریز از مرکز و ...(تا مبادا بر روی زمین فرو افتد مگر به اذن و اراده حتمی او ،حقا که خداوند با مردم،رئوف و مهربان است.
پیوسته بودن آسمان و  زمین در ابتدای آفرینش!
‎أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ  كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا  فَفَتَقْنَاهُمَا
»آیا کسانی که کفر ورزیده اند به دیده دل ندیدند که همانا آسمانها و زمین)همگی(به هم پیوسته بودند،پس آنها را از هم شکافته و باز گشودیم«یكی از بهترین دلائلی كه میرساند این كرات همبستگی داشته اند،این است كه در خورشید بیش از 67 عنصر وجود دارد كه عین آن عناصر در زمین نیز دیده میشود.
خورشید و ماه در مداری شناورند!‎وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ  وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
»و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید،که هر یک در مداری شناور است«به عبارت: کل فی فلک دقت کنید. ک ل ف ی ف ل ک که همچون یک مدار چرخشی می باشد و حتی اگر از انتها به ابتدا خوانده شود،نیز همان کل فی فلک می شود.همانگونه که میدانید خورشید در مداری در کهکشان راه شیری در حرکت است.
طرد شدن شیاطین بوسیله شهابهای آسمانی!
موجودات و پدیده هایی همچون ملائکه.فرشتگان. جنیان.شیاطین،وحی و روح و... مربوط به عالم غیب بوده و ازحیطه علم خارج هستند و هر چقدر هم که بشر پیشرفت بکند نمیتواند به ماهیت آنها پی ببرد.لازم به ذکر است مابه التفاوت دینداران و کسانی که اعتقادی به دین ندارند همین ایمان به غیب است.غیب یعنی نهان یعنی حقایقی که ظاهر نیستند و مستقیما محسوس و ملموس نمی باشند.الهیون با مادیون در عالم طبیعت)ماده(اختلاف ندارند و طبیعت را آنگونه میشناسند که مادیون می شناسد اما الهیون علاوه بر طبیعت،به غیب و نهان هم معتقد هستند یعنی هستی و وجود را منحصر به مشهودات و محسوسات نمی دانند بلکه به وجود نامحسوس و وجود غیبی هم اعتقاد دارند،که البته سر سلسله امور غیبی خداست،بعد از ایمان به خدا ایمان به سایر موجودات غیبی)ملائکه،جن،شیاطین و ...(پیدا میشود.اعتقاد به وحی که غیب دیگری است و بعد از آن ایمان به معاد قرار می گیرد.لذا یک فرد دیندار میپذیرد که:شیاطین بوسیله شهابهای آسمانی طرد گردند همانگونه که باور دارند:ابراهیم را در اتش انداخته اند و نسوخته،عصای موسی اژدها شده و همچنین رود نیل را دو نیم کرده است،عیسی پدر نداشته و در گهواره سخن گفته،سلیمان سخن پرندگان را می فهمد و تخت ملکه سبا در یک چشم به هم زدن مسافتی طولانی جابجا شده است و یونس در شکم ماهی رفته و زنده مانده است،زیرا الهیون اعتقاد به خدایی دارند که عالم به گذشته و آینده است و علم و  قدرتش بر انجام هر کاری بینهایت است.
ستارگان وسیله پیدا کردن راهها!
وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ  وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ»و اوست که برای شما ستارگان را قرار داد تا بوسیله آنها در تاریکی های خورشید و دریا هدایت یابید همانا ما آیات را برای گروهی که می دانند تفصیل دادیم«هر ستاره ای که بسیار نزدیک به امتداد محور زمین بر کره سماوی باشد جهت شمال)در نیمکره شمالی(یا جنوب)در نیمکره جنوبی(را نشان میدهد.و ستاره ای با این موقعیت محلش نسبت به ناظر ساکن روی زمین تغییر نمیکند.درحال حاضر این موقعیت از آن ستاره جدی است.در نیم کره‎ ‎شمالی‎ ‎زمین ستاره قطبی)ستاره شمالی،ستاره جدی(با تقریب بسیاری خوبی جهت شما
  United States
  • تشکر شده 169 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 16-09-20 14:21:34 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
ویرایش  naim در 16-09-22 15:25

جغرافیایی را نشان می دهد؛ یعنی اگر رو به آن بایستیم، درست به سمت شمال ایستاده ایم. برای یافتن ستاره قطبی روش های مختلفی وجود دارد:
1- به وسیله ستاره های ملاقه ای شکل»دب اکبر«)صورت فلکی هفت برادران(:هر گاه دو ستاره پایانی پیاله ملاقه را به هم وصل کنیم،و 5 برابر فاصله میان دو ستاره به سمت بالا ادامه دهیم،به ستاره قطبی میرسیم.
2- به وسیله ستاره های W شکلِ»ذات الکرسی«:هرگاه وسط W را حدود 5 برابر فاصله‎ ‎دو ستاره اضلاع آن به سوی بالا ادامه دهیم،به ستاره قطبی میرسیم.ذات الکرسی نسبت به دب اکبر به ستاره قطبی نزدیک تر است،ولی یافتن آن در آسمان مشکل تر است.
3- ستاره قطبی،خود آخرین ستاره دسته ملاقه صورت فلکی ملاقه ای شکل»دب اصغر«است.زمین دور محوری فرضی که از شمال و جنوب کره زمین میگذرد میچرخد.این چرخش زمین موجب می شود که ما تصور کنیم همه ستاره های آسمان حول محوری میچرخند)حرکت ظاهری دارند(،که در محل محور گردش آن ها ستاره‎ ‎قطبی میدرخشد؛ستاره پرنوری که جایش در آسمان ثابت است.دلیل عدم حرکت ظاهری ستاره قطبی این است که این ستاره در امتداد محور چرخش زمین قرار دارد.در شب می توان به وسیله ستاره قطبی و دب اکبر زمان را تشخیص داد. همچنین توسط ستاره قطبی می توانیم عرض  جغرافیایی‎ ‎را تعیین کنیم
  United States
  • تشکر شده 169 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 16-09-20 14:21:58 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
ویرایش  naim در 16-09-22 15:04

زنبور عسل!
‎خداوند در  قرآن مجید می فرماید:
وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى  النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ  الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ  الشَّجَرِ وَمِمَّا  يَعْرِشُونَ ثُمَّ كُلِي مِن  كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي  سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً  يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا  شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ  أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء  لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ  لآيَةً لِّقَوْمٍ  يَتَفَكَّرُونَ
»و پروردگارت به زنبور عسل وحی کرد )در طبیعت وی قرار داد( که از کوهها و درختان و از داریست هایی که می زنند خانه هایی فرا گیر.)68(پس از همه میوه ها )و شیره درختان و گیاهان( بخور، آنگاه راه های )غریزی( پروردگارت را به رامی و انقیاد بپوی. از درون شکم آنها مواد قابل آشامیدن رنگارنگ بیرون می آید که در آن برای مردم شفاست. حقا در این نشانه ای است برای کسانی که می اندیشند.)69(«
جالب است که در هر دو آیه به زنبور عسل با ضمیر مونث اشاره شده است. Some ten centuries later, a Swedish biologist named Carolus Linnaeus, discovered that worker bees are female. حدود ده قرن بعد ، زیست شناس سوئدی به نام کارل لینه ، کشف کرد که زنبور کارگر، زن هستند. قرآن در آياتي كه زنبور عسل را مورد بحث قرار مي دهد، به زنبور عسل اشاره دارد كه خانه خود را درجستجوي غذا ترك مي گويد. قرآن درتوصيف از فعل مؤنث استفاده مي كند كه درعربي به »فاسلكي« تعبير شده است. براي يك عرب، اين تعبير بدين معناست كه زنبوري كه خانه را به جستجوي غذا ترك مي كند. مؤنث است. آيا جز يك فرد خبره، هيچ كس مي داند چگونه ميان زنبور نر و ماده تمييز قايل شود؟ حتي امروزه نيز تنها متخصصان مي توانند ميان زنبور نر و ماده تمييز قايل شوند چه رسد به عصر محمد كه هزار و چهارصد و اندي سال از آن مي گذرد. وقتي قرآن مي گويد كه زنبور ماده خانه خود را به جستجوي غذا ترك مي گويد، كاملاً دقيق و درست مي گويد و زنبور نر هيچگاه براي يافتن غذا خارج نمي شود بلكه زنبورهاي ماده براي زنبورهاي نر غذا فراهم مي كنند.
همچنین  نحوه تولید عسل با وجود پیشرفت های علمی هنوز بر زیست شناسان و دانشمندان دیگر پنهان مانده و فقط می دانند که : زنبور عسل پس از مکیدن شیره گلها و گیاهان به وسیله خرطوم خویش آنرا به کیسه عسلی که در شکم است برده و پس از چند عمل شیمیایی شناخته و نا شناخته آنرا به مایعی خوشبو و خوش طعم ، شیرین ، مقوی ، نشاط آور  تبدیل کرده و در سلولهای مومی شکل که از قبل ساخته است ذخیره می نماید . برای تهیه یک کیلوگرم از این شهد گوارا زنبور ناگزیر است 120 تا 150 هزار بار شهد حمل کند وبرای فراهم نمودن آن ده میلیون گل را بازدید کرده و از آنها شهد ) انگبین ( تهیه نماید و مسافتی معادل هفت بار دور زمین پرواز کند . شهدی که بدین طریق فراهم می شود 40 تا 80 درصد آب است که برای تغلیظ نمودن آن زنبورداران عسل مجبور هستند شهدی را که روز به کندو حمل کرده و درون سلولها ذخیره نموده اند شب هنگام مجددا  مکیده و وارد کیسه عسلی خود می نمایند در آنجا کمی از آب آنرا جذب و موادی از قبیل هورمون ها و آنزیم ها به آن اضافه می نمایند و بعد داخل حجره ها می ریزند . این عمل توسط سایر زنبورها تکرار می شود و مقداری از آب آنهم در مجاورت هوای کندو که از بال زدن زنبورها ایجاد می شود تبخیر شده و در پایان مواد دیگری از قبیل اسید های آلی و مواد ضد عفونی کننده به آن اضافه می نمایند . عمل تغلیظ آنقدر ادامه می یابد تا عسل به غلظت طبیعی خود برسد ، آنگاه آنرا در داخل سلولها ذخیره می کنند و درب آنرا با موم می پوشانند بدین ترتیب عسل انبار شده می تواند برای مدت طولانی نگهداری شود .
این حشره با تمام کوچکی اش دو معده دارد ، شهد گلهای مکیده شده وارد معده اول می شود که بوسیله دریچه ای به معده دوم مربوط است . معده دوم عملیات گوارشی را انجام می دهد . معده اول را کیسه عسلی یا چینه دان می گویند کلیه مراحل تبدیل شهد به عسل در این معده انجام گرفته و عسل رسیده و آماده شده از طریق خرطوم زنبور به سلولهای مومی شکل ریخته می شود . کیسه عسلی به وسیله دریچه ای به معده دوم ) معده اصلی ( منتهی می شود زنبور عسل در صورت لزوم جهت تغذیه خویش با اندک فشار بوسیله ماهیچه های اطرافش دریچه را باز می کند و از این طریق عسل مورد نیاز زنبور وارد معده اصلی شده و صرف تغذیه آن می شود و سایر عملیات  گوارشی جهت تغذیه زنبور عسل انجام می گیرد.
  United States
  • تشکر شده 169 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 16-09-20 14:30:21 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
ویرایش  naim در 16-09-22 15:02

تحقیقات ناسا و اثبات شق القمر
»در تحقیقاتی که در مطالب ناسا)سازمان هوا و فضای امریکا( داشته اند  نا سا سه نوع شکاف در ماه شناشایی کرده که عبارتند از ۱- شکافهای دایره ای که مال شهابها و سنگهای آسمانی است ۲- شکافهای مارپیچی که مال که دلیل آن هم یافته اند۳- شکاف کمر بندی  که نتوانشته اند توجیه علمی برای ان پیدا کنند«.
روزنامه ی کیهان ) در تاریخ ۱۴ / ۱۱/ ۱۳۸۲ ٬ ص ۱ ٬ به نقل از خبرگزاری قرآنی ایران ٬ و آن خبرگزاری هم به نقل از پایگاه خبری kuwait chat ( نوشته است : » فضانوردان آمریکائی در آخرین تحقیقات زمین شناسی خود به این نتیجه رسیده اند که کره ی ماه در گذشته به دو نیم تقسیم شده و سپس در یک فعل و انفعال ٬ دوباره به هم پیوند خورده است . این مطلب که در یک میزگرد تلویزیونی و از زبان یک گروه فضائی اعلام گردید ٬
……ناسا و شق القمر
نشریه نسل سوم که مربوط به دانشگاه سمنان  است  به نقل از خبر گزاری قرانی ایکتا می نویسد  که در تحقیقاتی که در مطالب ناسا)سازمان هوا و فضای امریکا( داشته اند  نا سا سه نوع شکاف در ماه شناشایی کرده که عبارتند از ۱- شکافهای دایره ای که مال شهابها و سنگهای آسمانی است ۲- شکافهای مارپیچی که مال که دلیل آن هم یافته اند۳- شکاف کمر بندی  که نتوانشته اند توجیه علمی برای ان پیدا کنند
این مطالب بخشی از سخنان دکتر بی آزار شیرازی رییس دانشگاه مذاهب  اسلامی  بود که در این ماههنامه منعکس شده بود و ایشان گله مندند که چرا ما بر مطلب قران کار علمی نمی کنیم
نشریه نسل پیش شماره آبان –آذر ۱۳۸۶شمسی
در روایات اسلامی آمده که کفار مکه از پیامبر اسلام )ص( تقاضا کردند برای صدق دعوی خود ماه را به دو نیم بشکافد و به او قول دادند که اگر چنین نماید به دین اسلام و صدق گفتار او ایمان خواهند آورد… آن شب آسمان صاف و ماه به صورت کامل )بدر( بود، پیامبر )ص( از خداوند خواست تا آنچه را که کفار مکه از او خواسته اند به آنها نشان بدهد تا ایمان بیاورند… خداوند دعای پیامبرش را اجابت کرد… و سپس ماه به دو نیم شکافته شد، نیمی در کوه صفا و نیم دیگر در کوه قیقعان در مقابل آن قرار گرفت.
کفار مکه که در حال مشاهده این واقعه بودند گفتند که محمد )ص( ما را سحر کرده است، سپس گفتند اگر او ما را سحر کرده باشد نمی تواند همه مردم را سحر کند، ابوجهل گفت: “صبر کنید تا یکی از اهل بادیه بیاید و از او سئوال کنیم که آیا انشقاق ماه را دیده است یا نه، اگر تایید کرد ایمان می آوریم و اگر نه معلوم می شود که محمد )ص( چشمان ما را سحر کرده است.”
بالاخره یکی از اهالی بادیه به مکه آمد و این خبر را تصدیق کرد و آنگاه ابو جهل و مشرکان گفتند: “این سحر مستمر است” و آنگاه این آیات مبارک نازل شد … “اقتربت الساعه وانشق القمر …” باری این موضوع پایان یافت و مشرکان ایمان نیاوردند.
در یکی از نشستهای دکتر زغلول النجار در یکی از دانشگاههای انگلیس، وی در خصوص معجزه شق القمر در صدر اسلام به دست پیامبر )ص( به عنوان یکی از معجزات پیامبر )ص( که توسط ناسا به اثبات رسیده است صحبت می کرد. در این میان یکی از حاضران که به اسلام خیلی توجه و اهتمام داشت به نام “داوود موسی بیتکوک ” که در حال حاضر نیز رئیس حزب اسلامی بریتانیاست ماجرای مسلمان شدن خود را اینگونه نقل کرد:
“هنگامی که می خواستم در مورد اسلام تحقیق کنم یکی از دوستانم ترجمه ای از قران کریم به زبان انگلیسی را به من هدیه کرد و من نیز بطور اتفاقی آن را باز کردم و اتفاقا سوره قمر آمد. سپس شروع به خواندن کردم ….و ماه شکافته شد… وقتی به این جمله رسیدم از خود پرسیدم آیا واقعا ماه شکافته شده است؟؟! سپس با ناباوری کتاب را بسته و به کناری گذاشتم و از تحقیق در باره اسلام هم منصرف شدم و دیگر سراغ آن کتاب هم نرفتم.
روزی در مقابل تلویزیون نشسته بودم و طبق معمول شبکه بی بی سی را مشاهده می کردم، برنامه ای بود که در آن مجری با سه نفر از دانشمندان ناسا متخصص در علوم فضایی مصاحبه داشت. موضوع برنامه جنگ ستارگان و صرف میلیاردها دلار در این راه و اعتراض به این موضوع بود. مجری با بیان اینکه صدها میلیون نفر در سراسر جهان از گرسنگی رنج می برند، دانشمندان را مورد انتقاد قرار داده بود و آنان هم با بیان مفید بودن این تحقیقات در مجلات کشاورزی و صنعت و غیره از این طرحها دفاع می کردند…
مجری سپس سئوال دیگری را طرح می کند با این مضمون که “شما در یکی از سفرهای خود به ماه حوالی ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه کردید و تنها خواسته اید که پرچم آمریکا را بر روی ماه نصب کنید… آیا این عاقلانه است؟؟!” در جواب این گوینده دانشمند آمریکایی لب به سخن گشوده و می گوید که: “در آن سفر، هدف ما مطالعه ترکیب داخلی ماه بوده که بدانیم چه تشابهاتی با زمین دارد و در این زمینه به موضوع عجیبی برخورد کردیم که عبارت بود از یک کمر بندی از سنگها و صخره های تغییر شکل یافته که سطح کره ماه را به طرف عمق و به طرف سطح دیگر آن پوشانده بود و هنگامی که این اطلاعات را به زمین شناسان منتقل کردیم مایه شگفتی آنان شده و گفتند چنین چیزی امکان ندارد مگر آنکه ماه در مرحله ای از حیات خود به دو نیم تقسیم شده و سپس دوباره جمع شده باشد و به شکل اول بازگشته باشد و این نوار از صخره های تغییر شکل یافته نتیجه برخورد دو نیمه ماه در لحظه جمع شدن و به هم پیوستن دو نیمه آن می باشد.”
داوود موسی بیتکوک سپس می گوید:
“با شنیدن این مطلب از جای خود پریدم و گفتم این معجزه ای است که در ۱۴۰۰ سال قبل به دست پیامبر اسلام در قلب صحرا اتفاق افتاده و از عجایب روزگار این است که آمریکایی ها باید میلیاردها دلار خرج کنند تا آن را برای مسلمانان اثبات نمایند! بی شک این دین حق و حقیقت است…”
به این ترتیب سوره قمر سبب اسلام آوردن این شخص شد، پس از آنکه عاملی برای دوری او از اسلام شده بود و این خود از دیگر معجزات اسلام است.
You have to log in before you can reply ورود | Register

قوانین امتیازات

QQ|موبایل|آرشیو|اخراجی ها|انجمن تخصصی موبایل - انجمن یوسی ایران

16-12-10 04:41 GMT+3.5 , Processed in 0.093548 sec., 59 queries .

Powered by Discuz! X3

Release 20130801, © 2001-2016 Comsenz Inc.

All rights reserved for UCIRAN Forums © 2013-2016

پاسخ سریع به بالا بازگشت به لیست