انجمن یوسی ایران

| |

انجمن تخصصی موبایل - انجمن یوسی ایران

 گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
 Register

عناوین امروز

دیدن: 117|پاسخ: 4

[ دیگر ] مرگ و جهان ارواح

[کپی کردن لینک]
  United States
  • تشکر شده 169 بار
  • تشکر کرده 0 بار
زمان پست: 16-09-18 01:15:41 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها |حالت خوانده شده

هوشيارترين مردم كسي است كه بيشتر به ياد مرگ بوده و خود را براي آماده كند.
برزخ
همانگونه كه در موقع  تولد نوزاد عده اي به عنوان چشم انتظار و فرد يا افرادي به عنوان ما ما و پزشك حضور دارند در عالم ارواح هم علاوه بر اينكه عده اي از ارواح نزديك به شخص مرده منتظر او مي باشند تا به او خوشامد بگويند ارواحي نيز هستند كه كارشان كمك و مساعدت به روحي است كه تازه منتقل جهان ارواح مي گردد تا او را به عالمي كه به تازگي وارد شده آشنا سازند.
به استناد به گفته هاي ارواحي كه با زميني ها تماس گرفته اند ارواحي كه به جهان ابدي در زمان زندگي زميني اعتقاد داشته اند با آرامش حالت انتقال را طي مي نمايند و كم كم وارد جهان روحي خود مي گردند . رواياتي از مردگان هست كه حكايت از اين مي كند كه اغلب مردم در هنگام مرگ به مرگ خود آگاه نمي شوند و متوجه اين موضوع نمي شوند كه روح و شخصيت آنها به طور هميشه جسد فيزيكي شان را ترك كرده است. همه دل نگرانيهاي انسان از مرگ ناشي از جهل اوست نسبت به پس از مرگ در غير اين صورت از گفتار كليه اهل بيت و سالكان حقيقي و زاهدان وارسته اين مفهوم استنباط مي شود كه )مرگ( بهترين هديه براي فرد مومن است.
:: وضعيت اوليه انسان پس از وقوع مرگ ::
مانند وضع او در همين  جهان مادي است زيرا او هنوز از ظواهر دنيوي خود برخوردار است از اين رو با اين مطلب شناخت ندارد كه ممكن است در وضعيتي مغاير با شرايط حيات مادي قرار گرفته باشد. در نتيجه از جويا شدن از مالكيت يك جسم و كالبد به هر معني و مفهومي كه در جهان ماده از آن برخوردار بوده
:: روح چه مراحلي را بعد از فناي جسم طي مي كند ::
ميدانيم روح از عالم خاك  به مرگ جسم از آن خارج شده وبدنياي روح منتقل ميشود نيروي شعور انسان با از هم پاشيدگي اعضا ء بدن و مغز از كار مي افتد ولي در مقابل احساس انسان بي اندازه قوي ميشود و روح رنج و ناراحتي را بيش از عالم جسماني احساس مي كند در هنگام مرگ چنانكه گفتيم عقل وادراك از كار مي افتد شخص متوجه نيست كه چه بر او مي گذرد و از اينكه روح از بدنش جدا مي شود بي اطلاع مي باشد ء حالات روحي انسان در لحظات مرگ و پس از مرگ شباهت زيادي به خواب و رؤيا دارد زيرا در هنگام خواب هم قواي عاقله موقتا از فعاليت مي افتد و آنچه را انسان در خواب مي بيند حقيقت پنداشته و خيال مي كند واقعيت دارد
لازم به توضيح است عوالم روحي محدود نبوده و تا بي نهايت يكي پس از ديگري وجود دارد مي توان عوالم مختلف روحي را در سه موضوع خلاصه كرد
1-عالم برزخ يا عالم تصفيه
2-عالم احساس
3-عالم عقلاني
آري وقتي روح از بدن جدا مي گردد و عالم جسماني را ترك مي گويد وارد عالم برزخ مي شود نوعي رنج و الم و سرگرداني حتي گيجي به روح دست مي دهد و در اين عالم تصفيه بر حسب اعمال شخصي كه زمان توقفروح در حالت برزخي است با تحمل ريج وعذاب آلودگي و صفات زديله از بين مي روند نوع تصفيه در مورد ارواح پست يا متوسط خوب فرق مي كند و بستگي به نوع رفتارشخص در جهان مادي دارد مدت اقامت روح در عالم برزخ براي ارواح پست طولاني خواهد بود پس از آزادي روح از عالم تصفيه وارد عالم احساسات مي شود در عالم احساسات هم روح از مرگ خود خبر ندارد و نمي داند از عالم جسماني به عالم روح انتقال يافته است . و تماسهائي كه با اين نوع ارواح وسيله ميز گردو مد يوم گرفته شده حاكي از اينست كه شخصي مي گويد نمرده ام و خيال مي كند هنوز در عالم جسماني قرار دارد. فرد درحال احتضار با ارواح ديگري كه طي دوران حياتش با آنها اشنايي يا قرابتي داشته برخورد مي كند.اين ارواح در آن نقطه حضور مي يابند تا در كار انتقال دوح فردي كه به تازگي در گذشته است به عوالم مارواء حيات مارن كمك و ياري مي نمايند.روح فردي كه به تازگي از جهان مادي رحل عزيمت گزيده
است مورد شناسائي دوستان و كساني قرار مي گيرد كه طي دوران حيات پس
از مرگ با وي آشنايي داشته اند ... و در اين نقطه افراد مذ كور اطلاعاتي در خصوص اوضاع و احوال حيات جاودانه روح در اختيار وي قرار ميدهند.
:: مديوم كيست؟ ::
مديوم يا وسيط يا واسطه گر شخصي است كه در جسم او مقدار زيادي از ماده اكتوپلاسم يا تلپلاسم وجود دارد. بيشتر مردم واجد صفت مديومي هستند البته به درجات گوناگون زيرا اختلاف آنها به واسطه كمي و زيادي همان ماده اكتوپلاسم در بدن آنهاست. مديوم چه زن باشد و چه مرد تفاوتش با ديگران در اين است كه در وجود او ماده اكتوپلاسم زيادتر از بقيه افراد است به حدي كه روح تماس گيرنده مي تواند به طور موقت مقداري از آن را به عاريه بگيرد و به وسيله آن ظاهر گردد. ارتباط به صورت صداي مستقيم ممكن است در تاريكي به بهترين نتيجه مطلوب برسد زيرا ارتعاشات امواجنوري مانع از اين مي شود كه آن ماده اكتوپلاسم كه اصلا سفت است به حالتي در آيد كه بتواند در جو حركت كند.
ولي چيزي كه از صحبتهاي ارواح دستگيرمان شده است كه همان گونه كه در اين جهان تولد و مرگ وجود دارد در جهان ارواح هم تولد و مرگ وجود دارد ولي نه به شكل تولد و مرگ در كره زمين بلكه مرگ درآن عالم را ورود به طبقه اي جديد مي گويند و مرگ نيز حالت انتقال روح از طبقه پايين به طبقه بالاتر خود است .
با توصيفات غلط از جهان پس از مرگ چنان محدوده جهان ارواح را در نظر افراد تنگ و حقير جلوه مي دهند و داده اند كه بعضي ها گمان مي كنند كه خداوند در وراي اين آسمان دو مكان بيشتر ندارد كه يكي بهشت و ديگري دوزخ است كه بهشت آن مكاني خلوت آرام و بي سرو صداست با باغها و اشجار و رودهاي فراوان كه مخصوص عده بسيار اندكي است و دوزخ محلي است شلوغ و داغ و متراكم و خوفناك كه عده اي كه بر اثر يك غفلت در دنيا از راه خدا و صراط مستقيم مقداري كج رفته اند در درون آن دوزخ مي سوزند و همجوار و همسايه عقربها و مارها و پرندگان گوشت خوارند و جهان بي انتهاي بالاي سر ما ودر واقع

مشاهده کنندگان

  United States
  • تشکر شده 169 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 16-09-18 01:16:01 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
اطراف ما كه انتهايي براي ان تصور نمي شود كرد همين جور بي هدف آفريده شده است.
در حالي كه اولا: خداوند قدرتش بر هنچ بني بشري كاملا معلوم و مشخص نگرديده ونيرو و قدرت و تواني كه در اراده ذات بي زوال الهي است از چهارچوب مغز كوچك و خرد ناقص ما آن قدر فاصله دارد كه تصور اين فاصله هم در مغز ما نمي گنجد.
ثانيا: به تناسب اينكه شناخت قدرت خداوند در حد كشش مغز ما نيست از دريافت و درك عظمت خلقتش نيز صد چندان عاجزيم و فقط مي توانيم اين عظمت را با واژه هايي مثل ) ابد ( و ) ازل ( و ) جاويدان ( و غيره براي خودمان چند صباحي توجيه كنيم تا پس از مرگ و طي كردن مراحل مختلف و رسيدن به طبقات بالاي روحي و نزديك شدن به منبع فياض روحي جهان شايد بتوانيم اندكي از اين عظمت را درك كنيم.
مثال روح آدمي مثل اسفنجي است كه به ما بدهند و بگويند اين اسفنج سفيد را تا مدتي نگهداري كن و از چرك و كثافت و آ لودگي حفظ نما و در صورتي كه آلوده نمايي پيش از همه خودت دچار زحمت و رنج خواهي شد تا آن را تميز و پاك كني و از الودگيها مبرا سازي . حال گروهي مانند معصومين ) عليه السلام و الصلاه ( اين اسفنج را كه امانت الهي است آن قدر پاك و نظيف و خوب نگهداري مي كنند كه نه تنها موقع تحويل دادن آلوده نيست بلكه از روز اولش هم شفاف تر و لطيف تر و تميز تر است.
:: طريق اثبات وجود روح ::
واقعيت وجود روح به دو  طريق ثابت مي شود يكي به طريق استدلال فلسفي و ديگري از راه تجربه مادي.
طريق فلسفي و الهي و فكري و نظري بنا به نيروي عقل خدا دادي وقوه مميزه و استفاده از كلام الهي و كتب مذهبي و فلسفي و اخلاقي كاشف و وجود روح است.
راه ديگر شناخت روح از طريق آزمايش و تجربه و مشهودات علمي مي باشد . مطالعات تجربي نشان داده است روح وجود داردو با مرگجسم از بين نمي رود زيرا از ماده اصطلاحي ما در كره زمين تشكيل نشده و ذات آن به ذات لايزال الهي پيوند دارد.
ارواح پس از متلاشي شدنبدن جسماني زنده اند به يك شكل ديگركه از قوه ادراك ما خارج است زندگي مي كنند.
ارواح بر ما ظاهر نيستند زيرا محيط زندگاني آنها غير از محيط حيات است اما در ذهن و فكر ما اثر نموده وجود خود را بر ما اثبات مي نمايند و در شرايط خاص با چشم فيزيكي هم ميتوان ازواح را مشاهده كرد.روح بعداز جدا شدن از بدن ماري به جسم لطيفي شبيه بدن مادي بنام) كالبد مثالي(يا روان پوش منتقل مي شود و در عالم ارواح باقي مي ماند.
روح در زمان حيات جسماني خود چيري را بياد ندارد وقتي از جسم به عالم روح منتقل شد .تمام اعمال و انديشه هاي او در نظرش مجسم مي گردند و تمام محفوظات او بميدان مي ايند . ارواح داراي همان استعدادهائي هستند كه در زندگاني داشته اند . اما قوي تر چون پيكر جسماني ندارند كه قدرت ادراك آنها را محدود سازد و از دانش وسيعي برخوردارند.
بنا به عقيده عده اي از روانشناسان افرادي هستند قادر خواهند بود روح خود را از بدن جدا ساخته با فاصله هزاران كيلومتر از محل مسكن خود نزد دوستان و آشنايان حاضر شوند. اين رويدادها معروف به سفر روح است .مسئله جدا شدن روح از جسم يك حقيقت محض است. اما غالبا دلائل كافي براي اثبات آن .وجود ندارد
:: درباره روح... ::
رفلا ماريون روح شناس  معروف درباره روح خلاصه تحقيقات خود را به شرح زير بيان داشته است :
1- روح مانند موجود واقعي وجود دارد و مستقل از بدن است.
2- داراي قوائي است كه هنوز علم آنرا نشناخته است روح مي بيند مي شنود فكر مي كند و با دنياي خاكي در تماس است اگر فكر كنيم هيچ احساسي ندارد اشتباه است.
3- روح انسان داراي قدرت و اثرات فيزيكي است .
4- روح از فاصله دور و بدون مداخله از طريق تله پاتيك مي تواند عمل كند.
5- در طبيعت يك عامل رواني فعال و عامل وجود دارد كه ماهيت آن بر ما پوشيده است.
6- روح بعد از اركانيزم فيزيكي باقي مي ماند و مي تواند بعد از مرگ دوباره ظاهر كرد و به عقيده فلا ماريون روح انسان از مواد نا مرئي غير قابل لمس كه چشمان ما نمي بيند و دستهاي ما لمس نمي كند تشكيل مي شود.
روح داراي نيروئي است كه مي تواند بوسيله امواج اثري روي اشياء با فاصله اثربگذارد. روح يا ماده اصلي حيات موجب به وجود آمدن زندگي در كليه موجودات عالم هستي مي گردد. روح از عنصري بسيار نرم و لطيف تشكيل يافته است كه اين عنصر از عناصرتشكيل دهنده جسم اثيري بمراتب لطيف تر مي باشد و در اصل باعث بوجود آمدن جوهر ذات در انسان مي شود ودر موجودات بشراين تنها عنصري است كه بدوا ازذات وجود الهي سر چشمه گرفته و موجب حيات در كليه جانداران عالم هستي مي گردد. پس از مرگ جسم مادي تبديل به ماده نخواهد شد مركز حيات و زندگاني دائم روح در تن پوش يا جسم اثيري بشر قرار دارد و تا آخر عمر جسمي افراد در آن باقي خواهد ماند و طي شرايطي به زندگاني مشترك خود با ماده ادامه ميدهد. اين زندگاني براي روح حالتي موقتي دارد و پس از خاتمه حيات مادي جسم به همراه تن پوش به عوالم روحي سفر خواهد كرد علم روح مقدم برعالم طبيعت است.
:: روح هرگز نمي ميرد ::
با اعتقاد باينكه روح از خداست و از عالم خاك نيست وچند روزي در عالم خاك و در قفس تن زيسته بالاخره به اصل خود راجع ميشود
بنابراين فنا نمي پذيرد وجاودانه مي ماند.انسان پس از وقوع مرگ زنده مي ماند چون از جزء جسمي خود كه به هنگام حيات مادي مورد استفاده اش بوده مجزا مي گردد و به جهان ديگر عزيمت مي نمايد. يكي از محققان علم الا رواح بنام) اما نوئل سوئيد نبورك ( كه مطالعات او جنبه تجربي دارد و از روشن نمودن جهان پر راز ورمز روح قدمهاي اساسي برداشتهو خود شخصا مورد آزمايش قرار گرفته چونمواجه با حقيقت انكار ناپذ ير وجود روح گرديده نوشته هاي اومي تواند مستند باشد من خلاصه اي از شاهدات او را در اين مجموعه مي آورم:
) اما نوئل ( كه شخصا وقايع نخستين مراحل مرگ راتجربه كردومدتي خارج از بد نش بسر برده مي گويد:
من وارد حالتي گشتم كه فاقد هرنوع نيروي حسي اسماني بود و تقريبا بحال تزع افتادم. تا وجود اين
  United States
  • تشکر شده 169 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 16-09-18 01:16:24 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
حيات درونيم كه متشكل از ذهن وافكارم بود دست نخورده باقي ماند.طوري كه وقوع حوادث را كه بر من روي داده و نيز بر كساني كه پس از وقوع مرگ حيات دوباره يافته اند رخ مي دهد .در ذهنم ادراك نموده و محفوظ نگاهداشتم .گوئي اين نيرو بشخص اعطا مي گرديد تا دريابد ذهن و در نتيجه روحش از جسمش دفع شده و مجددا بسيو آن كشيده شده و جذب مي گردد
:: سرور و نشاط پس از جدايي روح از جسم ::
چيزي كه معلوم شده و از  گفته هاي ارواح و يا كساني كه به طور موقت برون فكني نموده اند استنباط مي گردد اين است كه كساني كه به طور طبيعي روح از جسم آنها خارج شده ) چه موقت و چه دائم ( در يك حالت آرام و لذ تبخش و توام با سرور و شادي بوده اند و هرگز راضي به بازگشت دوباره به بدن خاكي نبوده اند ولي يك نيروي قوي آنان را باز گردانده است و كساني كه بر اثر حوادث ناگهاني مثل تصادف و سقوط و انفجار و غيره روحشان خارج گشته ويا در اثر خودكشي قهرا روح را خارج نموده اند روح دچار رنج و مشقت فراوان مي گردد كه بعضي از ارواحي كه با انتحار از اين دنيا رفته اند در ارتباط با زميني ها گفته كه : در يك سراشيبي تند در حال سقوط كردن هستيم و از اين بابت رنج عجيبي تحمل مي نماييم از همه بدتر اينكه هيچ نمي دانيم اين سقوط تا كي و تا كجا ادامه دارد و انتهاي آن مشخص نيست .
روح ديگري اظهار داشته بود كه : مثل جنين كه در شكم مادر مچاله شده است مچاله شده ام و در يك ظلمت غير قابل توصيفي فرو مي روم . و انواع رنجهاي مختلف كه انتحار كنندگان متحمل مي شوند چرا كه خلاف ناموس طبيعت و قانون الهي نظم حاكم بر ارگانيزم بدنشان را كه جزئي از طبيعت بوده به هم زده اند و روح رابا زور و خلاف قانون الهي از جسم و بدن خاكيشان خارج نموده اند
:: و اما جنس روح ::
تعريفي را كه در زير از جنس  روح مي خوانيد تعريفي است كه قريب به اكثر علما و دانشمندان علوم روح شناسي در غرب از روح نموده اند آنچه آن علما و دانشمندان روحي غرب در حال حاضر مدعي كشف و بسط آن گشته اند و بر روي آنها اسامي مختلف تهاده اند در متن اسلام به شكلي كاملتر و دقيقتر در 1400سال پيش امده اما با زباني ساده و قابل فهم براي مردم آن روزگار.
:: از زبان ارواح ::
گفتگوي ذيل توسط ) دكتر آرثر  فندلاي ( در منزل ) سلون ( كه ) مديوم ( يا رابط روحي است به همراه خانم )ميلار ( كه نويسنده مطالبي است كه از ارواح و دكتر فندلاي مي شنود نقل مي گردد .
سوال : آيا همه ارواح ساكنين جهان شما مي توانند گاهي با زمين ارتباط پيدا كنند؟
جواب: هر اندازه ما ارتقاء پيدا كرديم و به درجات بالاتر رفتيم ارتباط ما با جهان شما كم مي شود. و حتي در اين هنگام ما كمتر به فكر زندگي زميني مي افتيم . مسئله زندگي در جهان ما مسئله خواستن و تمايل است يعني هر وقت اراده بكنيم مي توانيم با موجودات زميني ارتباط پيدا كنيم. وقتي كه اين تمايل و اراده ما از بين رفت ديگر ما به سوي شما نمي آييم . انسانها هر كدام به نسبت رشد عقلي و نوع عملشان در روي زمين پس از مرگ وارد طبقه اي از طبقات هفتگانه عالم ارواح مي شوند و با كتاب خواندن و استفاده از عقل ديگر ارواح به رشد و نمو عقل خود مي پردازند و به تناسب رشد طبقاتشان بالا و بالاتر مي رود تا در نهايت به عقل كل و روح اعظم كه خداوند تبارك و تعالي است بپيوندند.
سوال : آيا سگها و يا حيوانات ديگر و گربه ها هم پس از مرگ حيات دارند؟
جواب : بلي آقاي من به طور تاكيد مي گويم كه حيات دارند . چون هيچ زنده اي معدوم نمي شود .ولي حيوانات پس از مرگ در جهان ارواح ما زندگي نمي كنند . چون آ نها يك عالم روحي ديگر و مخصوص به خود دارند و آنها در عالم روحي مثل انسانها زندگي نمي كنند . ولي اگر سگي در زندگي زميني با انساني مانوس شد و به وي علاقه پيدا كرد وقتي كه هر دوي آنها مردند آن سگ هم مي تواند در محيط زندگي روح آن مرد يا زن ظاهرشود و زندگي كند.
سوال: شما با چه زباني حرف مي زنيد؟
جواب: در جهان ارواح با همه لغات زميني مانند ) انگليسي و آلماني و غيره ( سخن مي گويند .ولي حرف زدن ما با حرف زدن شما فرق دارد زيرا سخن گفتن با تكلم زباني نيست. بلكه انتقال ذهني است كه از عقلي به عقل ديگر منتقل مي شود .مكالمه بين دو نفر مانند تلفظي كه شما داريد نيست بلكه اينجا با گيرندگي است ) مانند امواج بي سيم و با تله پاتي امواج فكري ارواح به يكديگر منتقل مي شود ( چنانكه گفتم روحي متصل به عقل روح ديگر مي شود كه مي خواهد با او حرف بزند.
سوال و جوابهايي كه شرح  آن گذشت مجموعه سوالاتي بود كه محققي دلسوز و معتقد و كسي كه با وسواس و حساسيت 20سال به مطالعه و مكاشفه و تحقيق و بررسي در عوالم روحي و چگونگي علم ارتباط با ارواح پرداخته و خود او در ابتدا از بي اعتقادان به اين قبيل واقعيات بوده و همين عامل هم او را به سوي اين سير مطالعاتي و تحقيقاتي كشانده او كسي نيست كه تحت تاثير جو و القائات دروغين و يا كلك و غيره قرار گيرد هر چند ) مد يومي ( كه براي او كار مي كند از توقع هر گونه پول و مساعدت مالي مبرا توده و حتي از شهرت و آوازه نيز گريزان مي باشد فلذا مي دانيد كه اكثر دروغ پردازيها و روي آوردن به دروغ و كلك به منظور همين دو چيز ) پول و شهرت ( است.
پس به طور قطع و يقين اين مكالمه بين يكي از ساكنان عالم ارواح و يك زميني روي داده و براي كساني كه معتقد به حيات پس از مرگ هستند مي تواند راهگشا بوه و در تبيين اعمال و رفتار و كردار آنها تاثير بسيار مثبتي بر جاي بگذارد. ما در عقايد اسلامي مان هم داريم كه دو فرشته بر روي دو شانه ما در تمام ايام عمر حضور دارند كه يكي در روي شانه راست ثوابها و كارهاي حسنه ما را يادداشت مي كند و ديگري به روي شانه چپ و گناهان ما را يادداشت مي نمايد . همچنين آنهايي كه در غرب و اروپا موفق به ارتباط با ارواح شده اند مي گويند ارواح به آنان خبر داده اند كه يكي از وظايف آنها هدايت و راهنمايي انسانها در روي زمين است . در اينكه ارواح پس از جدايي از جسم خاكي ارتباطشان را با زمين قطع نمي كنند هيچ شكلي
  United States
  • تشکر شده 169 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 16-09-18 01:16:43 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
وجود ندارد در قرآن كريم به تصريح به نزول ملائكه و ارواح پاك به اذن الهي اشاره شده است
:: رؤيت ارواح ::
ارواح در تمام زمانها  قابل رويت هستند و در اطراف ما پرسه مي زنند ولي ما قادر به ديدن آنها نيستيم آزمايشهاي پيشرفته امروز اين مسئله را به ثبوت رسانده است
:: اشباح و ارواح ::
تظاهر شبح به حالت ابر  متراكم يا به صورت بخار كه مانع نور نيست قابل مشاهده است روح ممكن است چند سال بر يك شخص واحد به منظور معيني ظاهر شود.
شبح روح گاه براي وفاي بعهد تظاهر نمايد.
گاه شخصي كه به قتل رسيد روحش خواهان معرفي قاتل است . برخي ارواح فقط در جلسات روحي حاضر به ارتباط به زندگان هستند .
  United States
  • تشکر شده 169 بار
  • تشکر کرده 0 بار
 نویسنده| زمان پست: 16-09-18 01:20:08 از گوشی موبایل
| نمایش تمام پست ها
بعضي از ارواح بطريق الهام و تله پاتي بازماندگان ملاقات مي نمايند.اشباح مسافرت نمي كنند . مردم را تعقيب نمي نمايند . بندرت اطراف محل مرگ شخص را ترك مي گويند. يك شبح گاه در سرتاسر خانه پرسه ميزند. ممكن است در باغ يا جاهاي نزديك به محل سكونت خود ديده شود ولي سوار اتومبيل يا اتوبوس نمي شود يا درآن شهر ظاهر نمي گردد.تمام كاري كه شبح انجام مي دهد تكرار لحظات نهائي مرگش در نا آگاهي است و در اين حالت از انجام كارهاي بيشتر عاجز است . اشباح براي زندگان خطري ندارند در مواردي كه شبح سبب آزار به مردم شده يك وابستگي قبلي ميان شخص و شبح وجود داشته است. اما بطور كلي اشباح بر مردم حمله نمي كنند و بر اثر ديدن يا در صورتيكه شخص بتواند با آنها ارتباط برقرار كند خطري متوجه شخص نخواهد بود.اگر غير از اين بود اردوگاهها و ساير امكان وحشت آور مانند اردوگاههاي كار اجباري وزندانها مي بايست پراز اشباح باشند درحاليكه چنين نيست.و اين موضوع به حالت شخص درلحظه مرگ بستگي دارد كه آيا مرگ مورد قبول او در حال گيجي قرار ميگيرد واوبه مرحله بعدي وجود ميرود يا اينكه اواز تشخيص اين امر كه تحولي در حال وقوع است عاجز خواهد بود ودر نتيجه به كره زمين يعني محيط فيزيكي كه با آن آشنا بوده مي چسبد وخود را وابسته مينمايد
:: شكل و جنس روح ::
روح چه شكلي دارد و از چه  جنسي است ؟ چرا ظهور ميكند سرانجام به كجا ميرود در پاسخ اين سوال بايد گفت ارواحي ديده شده اند كه انسان در وهله اول باور نمي كندكه روح هستند. هيچ فرقي با انسانهاي زنده ندارند. تنها وقتي كه از ديوار بگذرند يا غيب شوند معلوم گرديده كه روح هستند. عده اي از محققان منجمله) الن كاردك( مي گويد: ارواح از نظر ما شكل ندارند اما از نظر خود ارواح شكل دارند. آنها مانند يك شعله يك درخشش نور يا يك جرقه اثري هستند رنگ آنها بر حسب پاكي انها از خاكستري پررنگ تا رنگ ياقوتي تفاوت دارد. بعضي روح ها به شكل انسان يا جسم بخارمانند ظاهر مي شوند.
:: شكل و جنس روح ::
روح چه شكلي دارد و از چه  جنسي است ؟ چرا ظهور ميكند سرانجام به كجا ميرود در پاسخ اين سوال بايد گفت ارواحي ديده شده اند كه انسان در وهله اول باور نمي كندكه روح هستند. هيچ فرقي با انسانهاي زنده ندارند. تنها وقتي كه از ديوار بگذرند يا غيب شوند معلوم گرديده كه روح هستند. عده اي از محققان منجمله) الن كاردك( مي گويد: ارواح از نظر ما شكل ندارند اما از نظر خود ارواح شكل دارند. آنها مانند يك شعله يك درخشش نور يا يك جرقه اثري هستند رنگ آنها بر حسب پاكي انها از خاكستري پررنگ تا رنگ ياقوتي تفاوت دارد. بعضي روح ها به شكل انسان يا جسم بخارمانند ظاهر مي شوند.
:: و اما جنس روح از د يد گاه غربيون : ::
ماده اي لطيف و بخار مانند كه به لحاظ قرار گرفتن به مدت زيادي در درون كالبد خاكي شكلي به همان شكل جسم به خود مي گيرد به شكلي كه شما شخصي را كه در حيات زميني مي شناخته ايد اگر روحش را ببينيد كاملا شبيه همان جسم دوران زندگي خاكي است و مي توانيد او را شناسايي نماييد.
منظور از جنس روح ماده اي به نام اكتو پلاسم است كه شبح روح يا جسم فلكي ناميده مي شود كه از سيال جوهري كه حالت چهارم و لطيف ماده است مي باشد. شكل بندي و هيئت بدن روحي ما از آن ماده سيال است كه از بين نمي رود.
:: لذايذ عالم ارواح ::
يكي از لذ تهاي ذكر شده  توسط ارواح در عالم برزخ موسيقي است. موسيقي در آن عالم در يك سطح بسيار بالاتر و پيشرفته تر از موسيقي كلاسيك ماست . نغمات موسيقي آنجا طبعا توام به اشكال و صورتهاي زيبايي هستند كه اصوات موسيقي آن اشكال را در فضاي اثيري به وجود مي آورند يا مجسم مي كنند و همه حاضرين درآن محافل از آن بهره مند مي شوند.يكي از اوصاف جهان ارواح در مناطق عمومي روحي اين است كه موسيقي حيات است.يعني اينكه موسيقي به فعاليتهاي آنان شكل مي بخشد.شما مظاهر بسيار جزئي آن را مي توانيد در بين ساكنين زمين و در بين اقوام و قبايل مختلف مشاهده نماييد كه با موسيقي حيات آنها فعالتر و جذابتر مي شود.تعجب نكنيد در جهان ارواح انواع كارهاي هنري فرهنگي و ... به نحو بسيار پيشرفته و عالي توسط ارواح انجام مي شود.حتي كلاسهاي تعليم و تربيت براي ارواح پايينتر توسط ارواح پيشرفته تر برگزار مي گرددو دانشگاهها و مراكز علمي وسيعي وجود دارد كه هر كس در هر زمينه كه رشد و تعالي پيدا كرده در آن جهان نيز به كار خير و حسنه خود ادامه مي دهد. گمان نكنيد كه پس از مرگ روح آدمي به همه مجهولات واقف مي گردد و هيچ نقطه ابهامي براي او باقي نمي ماند در حالي كه بسيار ارواحي هستند كه هنگام تماس با زميني ها از پاسخ گفتن به پاره اي سوالات كه از حيطه آنها خارج است عاجزند.پس گمان نكنيم كه به محض ورود به عالمارواح ديگر هيچ مشكلي وجود ندارد درست بر عكس در آنجا نيز ابهاماتي از طبقات ما فوق براي ساكنين هر طبقه وجود دارد كه تا به آن طبقه وارد نشوند هيچ اطلاعي از چگونگي حالات ساكنين آن طبقه ندارند.
بنابر اين لذتهاي عالم ارواح را نبايد سليقه اي و بر اساس پندار و گمان شخصي تفسير كرد بلكه همان طور كه به دفعات گفته ام باز هم عرض هم عرض مي كنم كه جهان برزخي و روحي - در ادامه همين حيات زميني قرار دارد اما با پيشرفت و جلوه بسيار بسيار بيشتري و همان گونه كه نوع بهره مندي و لذت بردن در نزد آدميان متفاوت است و هر كس به شكلي و به طريقي از جهان پيرامونش لذت مي برد در جهان ارواح نيز هر روح به شكلي از مواهب الهي بهره مي برد . در همين جهان خاكي كسي از قدم زدن در ميان اشجار و گلها بالاترين لذت را مي برد در حالي كه شخص ديگري ممكن است از آن شيوه هيچ بهره اي نبرد و در عوض از مطالعه و تماشاي فيلم و شنا و ... همان اندازه لذت ببرد
You have to log in before you can reply ورود | Register

قوانین امتیازات

QQ|موبایل|آرشیو|اخراجی ها|انجمن تخصصی موبایل - انجمن یوسی ایران

16-12-10 04:36 GMT+3.5 , Processed in 0.067587 sec., 29 queries .

Powered by Discuz! X3

Release 20130801, © 2001-2016 Comsenz Inc.

All rights reserved for UCIRAN Forums © 2013-2016

پاسخ سریع به بالا بازگشت به لیست